الف

"خودخوانی" جای "خمینی‌خوانی" را نگیرد!


14 خرداد 1400 - 12:29
9ded47f393
امام خمینی را باید در زبان پیرمرد روستایی فهمید که به رغم بیماری و توصیه پزشکان به استراحت، روز بعد خود را به مزرعه می‌رساند چون "امام" بر "خودکفائی" تاکید کرده بود و او می‌خواست همان طور که فرزندش در جبهه، "سربازِ خمینی" بود او در پشت جبهه و در کربلای تکلیف خود، هماندیش پسرش باشد. شما خمینی را نمی‌شناسید. خیلی از مسئولان هم در تعریف امام، به "خودخوانی" می‌پردازند و آنچه خود می‌خواهند را می‌گویند.

غلامرضا بنی اسدی

روزنامه‌نگار

به گزارش مشهد فوری، متن پیش‌رو یادداشت غلامرضا بنی‌اسدی روزنامه‌نگار مشهدی در رابطه با شناخت امام خمینی(ره) است.
 
شما خمینی را نمی‌شناسید. این را به پسر جوانی می‌گویم که براساس برخی نوشته‌ها به تصویری غیر دقیق از امام رسیده است.

گفتم: کتاب‌ها -حتی آن‌ها که متعهدانه هم نوشته شده است- هم نمی‌توانند آن‌چنان که باید او را تعریف کنند.

حقیقتِ او را باید در قلب مردمانی خواند که به او ایمان داشتند. او را باید از زبان رزمندگانی شناخت که نام او، واجب الحرمه و فصل الخطابِ تردیدهاشان بود. به جرات می‌توان گفت و هزاران رزمنده را هم به شهادت گرفت که "جانِ امام" چون "قسمِ جلاله" حرمت داشت.

او را باید در زبان پیرمرد روستایی فهمید که به رغم بیماری و توصیه پزشکان به استراحت، روز بعد خود را به مزرعه می‌رساند چون "امام" بر "خودکفائی" تاکید کرده بود و او می‌خواست همان طور که فرزندش در جبهه، "سربازِ خمینی" بود او در پشت جبهه و در کربلای تکلیف خود، هماندیش پسرش باشد.

شما خمینی را نمی‌شناسید. خیلی از مسئولان هم در تعریف امام، به "خودخوانی" می‌پردازند و آنچه خود می‌خواهند را می‌گویند.

حتی در نوشته ما رسانه نگاران هم به "روایتِ رویداد محود" از امام می‌رسید که در فلان ماجرا چه گفت و در فلان واقعه، چه کرد.

این‌ها البته رشحاتی از آفتابِ اندیشه و مرام خمینی را در خود دارد اما "همه" او نیست که او با این "همه" باز ابعاد بیشماری دارد در ساحت راهبری و فرماندهی و مردم داری و مردم دوستی و مجاهدت و معرفت.

او را باید خواند در نگاه‌های مختلف. به اندازه توان باید خواند و توشه زندگی کرد که "فقرا ما تیسر من القرآن" ما را چنین هدایت می‌کند؛ هرچه برایتان میسر است و در توان دارید، قرآن بخوانید.

قطعا به همان اندازه بزرگ خواهید شد و برکت می‌یابد. خمینی را هم ذیل همین نگاه قرآنی باید خواند.مردی که به غیرت دینی چنان به شجات تام و تمام رسیده بود که با ترس، بیگانه بود.

این کلام اوست که "قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها و نوکران آنان مطمئن باشند که اگر خمینی یکه و تنها هم بماند به‌‎ ‌‏راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت پرستی است ادامه می‌دهد و به یاری‌‎ ‌‏خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه‌های مغضوب دیکتاتورها، خواب راحت‏ ‏را از دیدگان جهان‌خواران و سرسپردگانی که به ستم و ظلم خویشتن اصرار می‌کنند ‌‏سلب می‌کند.‏

" بله، شما خمینی را نمی‌شناسید. او همان "قامت کشیده مجاهد" ای است که در معرکه مرد افکن هجوم جهانی کفر به کشور فریاد زد: من خون و جان ناقابل خویش را برای ادای واجب حق و فریضۀ دفاع از مسلمانان آماده‌‎ ‌‏نموده‌ام و در انتظار فوز عظیم شهادتم.‏" او تسلیم ناپذیر بود اما همیشه صلاحِ ملک و ملت را بر خود ترجیح می‌داد و آبروی خود را به میدان می‌آورد تا تعلیم‌مان کند که نه فقط به مال یا جان که به آبرو و خون دل خوردن هم باید پای "تکلیف" ایستاد.

شما خمینی را نمی‌شناسید اما نسل جبهه و جهاد با همه وجود درک کردند که امام، مرد ادای تکلیف بود و در انجام آن لحظه‌ای تردید نمی‌کرد. همین بود که فرزندان رزمنده‌اش هم با تکلیف‌گرایی، به امروز و فدا نگاه می‌کردند. باری، شما خمینی را نمی‌شناسید. کوتاهی هم از نسل ما بوده است که او را آنچنان که خواستند معرفی کرده‌ایم نه آنچنان که بود.

امام خمینی را باید در زبان پیرمرد روستایی فهمید که به رغم بیماری و توصیه پزشکان به استراحت، روز بعد خود را به مزرعه می‌رساند چون "امام" بر "خودکفائی" تاکید کرده بود و او می‌خواست همان طور که فرزندش در جبهه، "سربازِ خمینی" بود او در پشت جبهه و در کربلای تکلیف خود، هماندیش پسرش باشد. شما خمینی را نمی‌شناسید. خیلی از مسئولان هم در تعریف امام، به "خودخوانی" می‌پردازند و آنچه خود می‌خواهند را می‌گویند.

پایگاه خبری مشهد فوری (mashhadfori.com)

9ded47f393
14 خرداد 1400 - 12:29

به گزارش مشهد فوری، متن پیش‌رو یادداشت غلامرضا بنی‌اسدی روزنامه‌نگار مشهدی در رابطه با شناخت امام خمینی(ره) است.
 
شما خمینی را نمی‌شناسید. این را به پسر جوانی می‌گویم که براساس برخی نوشته‌ها به تصویری غیر دقیق از امام رسیده است.

گفتم: کتاب‌ها -حتی آن‌ها که متعهدانه هم نوشته شده است- هم نمی‌توانند آن‌چنان که باید او را تعریف کنند.

حقیقتِ او را باید در قلب مردمانی خواند که به او ایمان داشتند. او را باید از زبان رزمندگانی شناخت که نام او، واجب الحرمه و فصل الخطابِ تردیدهاشان بود. به جرات می‌توان گفت و هزاران رزمنده را هم به شهادت گرفت که "جانِ امام" چون "قسمِ جلاله" حرمت داشت.

او را باید در زبان پیرمرد روستایی فهمید که به رغم بیماری و توصیه پزشکان به استراحت، روز بعد خود را به مزرعه می‌رساند چون "امام" بر "خودکفائی" تاکید کرده بود و او می‌خواست همان طور که فرزندش در جبهه، "سربازِ خمینی" بود او در پشت جبهه و در کربلای تکلیف خود، هماندیش پسرش باشد.

شما خمینی را نمی‌شناسید. خیلی از مسئولان هم در تعریف امام، به "خودخوانی" می‌پردازند و آنچه خود می‌خواهند را می‌گویند.

حتی در نوشته ما رسانه نگاران هم به "روایتِ رویداد محود" از امام می‌رسید که در فلان ماجرا چه گفت و در فلان واقعه، چه کرد.

این‌ها البته رشحاتی از آفتابِ اندیشه و مرام خمینی را در خود دارد اما "همه" او نیست که او با این "همه" باز ابعاد بیشماری دارد در ساحت راهبری و فرماندهی و مردم داری و مردم دوستی و مجاهدت و معرفت.

او را باید خواند در نگاه‌های مختلف. به اندازه توان باید خواند و توشه زندگی کرد که "فقرا ما تیسر من القرآن" ما را چنین هدایت می‌کند؛ هرچه برایتان میسر است و در توان دارید، قرآن بخوانید.

قطعا به همان اندازه بزرگ خواهید شد و برکت می‌یابد. خمینی را هم ذیل همین نگاه قرآنی باید خواند.مردی که به غیرت دینی چنان به شجات تام و تمام رسیده بود که با ترس، بیگانه بود.

این کلام اوست که "قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها و نوکران آنان مطمئن باشند که اگر خمینی یکه و تنها هم بماند به‌‎ ‌‏راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت پرستی است ادامه می‌دهد و به یاری‌‎ ‌‏خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه‌های مغضوب دیکتاتورها، خواب راحت‏ ‏را از دیدگان جهان‌خواران و سرسپردگانی که به ستم و ظلم خویشتن اصرار می‌کنند ‌‏سلب می‌کند.‏

" بله، شما خمینی را نمی‌شناسید. او همان "قامت کشیده مجاهد" ای است که در معرکه مرد افکن هجوم جهانی کفر به کشور فریاد زد: من خون و جان ناقابل خویش را برای ادای واجب حق و فریضۀ دفاع از مسلمانان آماده‌‎ ‌‏نموده‌ام و در انتظار فوز عظیم شهادتم.‏" او تسلیم ناپذیر بود اما همیشه صلاحِ ملک و ملت را بر خود ترجیح می‌داد و آبروی خود را به میدان می‌آورد تا تعلیم‌مان کند که نه فقط به مال یا جان که به آبرو و خون دل خوردن هم باید پای "تکلیف" ایستاد.

شما خمینی را نمی‌شناسید اما نسل جبهه و جهاد با همه وجود درک کردند که امام، مرد ادای تکلیف بود و در انجام آن لحظه‌ای تردید نمی‌کرد. همین بود که فرزندان رزمنده‌اش هم با تکلیف‌گرایی، به امروز و فدا نگاه می‌کردند. باری، شما خمینی را نمی‌شناسید. کوتاهی هم از نسل ما بوده است که او را آنچنان که خواستند معرفی کرده‌ایم نه آنچنان که بود.

منبع: مشهد فوری

325

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.

اخبار ایران و جهان