سرقت انگشتر پیرزن با شعبده بازی!


1 بهمن 1398 - 17:55
7094caf525
سراغ انگشترم رفتم، اما هرچه کیف را زیرورو کردم اثری ازانگشتر طلا نبود. بیشتر که دقت کردم یک سوراخ ته کیف توجه من را به خودش جلب کرد

مجرمان زبان بازی که باشیوه ای کاملا حرفه ای و شیادانه طلاهای پیرزن ها را سرقت می کردند، شناسایی و یک نفر از آنها دستگیر شد.
کمتر از یک هفته پیش وقوع یک قفره سرقت از پیرزن مشهدی و اعلام موضوع به 110 باعث شد تا یکی از تیم های پلیسی که در محدوده وقوع جرم در حال گشت زنی بودند برای بررسی شکایت به محل اعزام شوند.

*پیاده روی با خاطره ای تلخ
وقتی ماموران در محل سرقت حاضر شدند، پی برند که هدف سرقت در دام شیوه ای خاص و از پیش تعیین شده قرار گرفته است چرا که شاکی پرونده در تشریح ماجرا به ماموران گفت: در خیابان... درحال پیاده روی بودم که یک دفعه پراید سفید رنگ کنار پای من ترمز زد.
خودرو دو سرنشین داشت،چند ثانیه از توقف خودرو نگذشته بودکه شیشه سمت شاگرد پراید پایین آمد و فردی که وانمودمی کرد عرب است و از یک کشور دیگر آمده من را خطاب قرار داد.
جلوتر رفتم تا ببینم چه کمکی ازدست من بر می آید، وقتی کنار در خورد رسیدم او که دست و پاشکسته فارسی حرف می زد به من فهماند که همسرش مدتی پیش دچار یک بیماری سخت و لاعلاج شده، بیماری هم درحدی بود که پزشکان از او قطع امید کرده بودند.

**پول و لباس، بهانه ای برای جلب اعتماد پیرزن
عامل سرقت در ادامه هم به من گفت که پس ازمدتی به پیشنهاد یکی از دوستان برای درمان به مشهدآمدم و باخودم گفتم اگر همسرم درمان شود مقداری لباس نو و پول نقد به یک خانواده فقیر در مشهد کمک خواهم کرد. حالا همسرم خوب شده است و دیگر بیماری از او دورشده، وقتی شما را دیدم، احساس کردم شما اهل کار خیر هستید، از شما می خواهم این بسته لباس و پول نقد را برسانید به دست یک خانواده نیازمند.
هنوز حرف می زد که یک ساک پارچه ای را از جلوی پایش بلند کرد و به من داد و در ادامه هم گفت: این همان لباس هاست.
ازجیبش هم یک دسته پول لوله شده خارج کرد، در همین حال بود که دیدم به انگشترم خیره شده است، سرش را که بالا آورد عنوان کرد: انگشتر زیبایی دارید، اگر امکان دارد آن را لحظه ای به من بدهید تا ازنزدیک ببینم، می خواهم یکی مثل همین را برای همسرم بخرم.
منهم که به او اعتماد کرده بودم به خواسته اش عمل کردم، چند باز انگشتر طلای من را بالا و پایین برد و آخر سر گفت مادر جان ساک را بده تا بسته پول را هم در آن قرار دهم. ساک را که گرفت بدون هیچ مکثی هم انگشتر و هم بسته پول را داخل آن انداخت و دوباره به من داد. او گفت انگشتر شما را هم داخل کیف انداختم. بعد هم از من تشکر کرده و در حالی که همچنان داخل خودرو نشسته بود، از من دورشدند.
بعد از آن به سراغ انگشترم رفتم، اما هرچه کیف را زیرورو کردم اثری ازانگشتر طلا نبود. بیشتر که دقت کردم یک سوراخ ته کیف توجه من را به خودش جلب کرد،آنجا بود که پی بردم کرد شیاد هم بسته پول و هم انگشتر از طرفی داخل کیف انداخته و از ته کیف هم آنها را خارج کرده، ماجرای کمک به یک خانواده فقیر هم نقشه ای برای سرقت انگشتر طلابود.

**دستگیری یکی از مجرمان
در ادامه ماموران صورت جلسه وقوع جرم را تنظیم و برای کسب تکلیف ماجرا،پرونده را به دادسرای مشهد ارسال کردند. اینگونه بودکه پرونده به شعبه 201 بازپرسی ارجاع و روی میز قاضی «سالم اندای» قرار گرفت. موضوع هم طبق روال قضایی توسط مقام قضایی بررسی شدکه در نتیجه، پیگیری چندین سرنخ به جا مانده از خیران قلابی طی دستوری به ماموران پایگاه سوم پلیس آگاهی استان سپرده شد.
اقدامات فنی و رد زنی های دقیق پلیسی کلید خورد و سرانجام خودروی مورد استفاده در این جرم، دریکی از مناطق شهر مشهد شناسایی و راننده خودرو هم بازداشت شد. پس از بازداشت فرد مذکور او اعتراف کرد که همراه با یکی از دوستانش سرقت از پیرزن ها را باشیوه مذکور کلید زده اند. متهم در ادامه مدعی شد: عامل اصلی سرقت ها دوست فراری او می باشد. از همین رو متهم پس از انتقال به دستگاه قضایی، برای شناسایی دیگر عامل جرم و اقدامات مجرمانه احتمالی در اختیار ماموران پایگاه سوم پلیس آگاهی قرار گرفت.

سراغ انگشترم رفتم، اما هرچه کیف را زیرورو کردم اثری ازانگشتر طلا نبود. بیشتر که دقت کردم یک سوراخ ته کیف توجه من را به خودش جلب کرد

پایگاه خبری مشهد فوری (mashhadfori.com)

7094caf525
1 بهمن 1398 - 17:55

مجرمان زبان بازی که باشیوه ای کاملا حرفه ای و شیادانه طلاهای پیرزن ها را سرقت می کردند، شناسایی و یک نفر از آنها دستگیر شد.
کمتر از یک هفته پیش وقوع یک قفره سرقت از پیرزن مشهدی و اعلام موضوع به 110 باعث شد تا یکی از تیم های پلیسی که در محدوده وقوع جرم در حال گشت زنی بودند برای بررسی شکایت به محل اعزام شوند.

*پیاده روی با خاطره ای تلخ
وقتی ماموران در محل سرقت حاضر شدند، پی برند که هدف سرقت در دام شیوه ای خاص و از پیش تعیین شده قرار گرفته است چرا که شاکی پرونده در تشریح ماجرا به ماموران گفت: در خیابان... درحال پیاده روی بودم که یک دفعه پراید سفید رنگ کنار پای من ترمز زد.
خودرو دو سرنشین داشت،چند ثانیه از توقف خودرو نگذشته بودکه شیشه سمت شاگرد پراید پایین آمد و فردی که وانمودمی کرد عرب است و از یک کشور دیگر آمده من را خطاب قرار داد.
جلوتر رفتم تا ببینم چه کمکی ازدست من بر می آید، وقتی کنار در خورد رسیدم او که دست و پاشکسته فارسی حرف می زد به من فهماند که همسرش مدتی پیش دچار یک بیماری سخت و لاعلاج شده، بیماری هم درحدی بود که پزشکان از او قطع امید کرده بودند.

**پول و لباس، بهانه ای برای جلب اعتماد پیرزن
عامل سرقت در ادامه هم به من گفت که پس ازمدتی به پیشنهاد یکی از دوستان برای درمان به مشهدآمدم و باخودم گفتم اگر همسرم درمان شود مقداری لباس نو و پول نقد به یک خانواده فقیر در مشهد کمک خواهم کرد. حالا همسرم خوب شده است و دیگر بیماری از او دورشده، وقتی شما را دیدم، احساس کردم شما اهل کار خیر هستید، از شما می خواهم این بسته لباس و پول نقد را برسانید به دست یک خانواده نیازمند.
هنوز حرف می زد که یک ساک پارچه ای را از جلوی پایش بلند کرد و به من داد و در ادامه هم گفت: این همان لباس هاست.
ازجیبش هم یک دسته پول لوله شده خارج کرد، در همین حال بود که دیدم به انگشترم خیره شده است، سرش را که بالا آورد عنوان کرد: انگشتر زیبایی دارید، اگر امکان دارد آن را لحظه ای به من بدهید تا ازنزدیک ببینم، می خواهم یکی مثل همین را برای همسرم بخرم.
منهم که به او اعتماد کرده بودم به خواسته اش عمل کردم، چند باز انگشتر طلای من را بالا و پایین برد و آخر سر گفت مادر جان ساک را بده تا بسته پول را هم در آن قرار دهم. ساک را که گرفت بدون هیچ مکثی هم انگشتر و هم بسته پول را داخل آن انداخت و دوباره به من داد. او گفت انگشتر شما را هم داخل کیف انداختم. بعد هم از من تشکر کرده و در حالی که همچنان داخل خودرو نشسته بود، از من دورشدند.
بعد از آن به سراغ انگشترم رفتم، اما هرچه کیف را زیرورو کردم اثری ازانگشتر طلا نبود. بیشتر که دقت کردم یک سوراخ ته کیف توجه من را به خودش جلب کرد،آنجا بود که پی بردم کرد شیاد هم بسته پول و هم انگشتر از طرفی داخل کیف انداخته و از ته کیف هم آنها را خارج کرده، ماجرای کمک به یک خانواده فقیر هم نقشه ای برای سرقت انگشتر طلابود.

**دستگیری یکی از مجرمان
در ادامه ماموران صورت جلسه وقوع جرم را تنظیم و برای کسب تکلیف ماجرا،پرونده را به دادسرای مشهد ارسال کردند. اینگونه بودکه پرونده به شعبه 201 بازپرسی ارجاع و روی میز قاضی «سالم اندای» قرار گرفت. موضوع هم طبق روال قضایی توسط مقام قضایی بررسی شدکه در نتیجه، پیگیری چندین سرنخ به جا مانده از خیران قلابی طی دستوری به ماموران پایگاه سوم پلیس آگاهی استان سپرده شد.
اقدامات فنی و رد زنی های دقیق پلیسی کلید خورد و سرانجام خودروی مورد استفاده در این جرم، دریکی از مناطق شهر مشهد شناسایی و راننده خودرو هم بازداشت شد. پس از بازداشت فرد مذکور او اعتراف کرد که همراه با یکی از دوستانش سرقت از پیرزن ها را باشیوه مذکور کلید زده اند. متهم در ادامه مدعی شد: عامل اصلی سرقت ها دوست فراری او می باشد. از همین رو متهم پس از انتقال به دستگاه قضایی، برای شناسایی دیگر عامل جرم و اقدامات مجرمانه احتمالی در اختیار ماموران پایگاه سوم پلیس آگاهی قرار گرفت.

منبع: قدس