پیام اینستاگرامی امیر شهلا خطاب به مردم


28 اردیبهشت 1398 - 15:59
امیر شهلا عضو شورای شهر مشهد در کانال تلگرامی اش خطاب به مردم مشهد در خصوص حمل‌ونقلِ‌پاک نوشت ...

مردمِ‌خوبِ‌مشهد! سلام

بعداز۴۰۰روز رکاب‌زدن و پشتِ‌سر گذاشتنِ۸۳۰۰کیلومتر مسیرِصعب‌ و پس‌از گذشتن‌از ۱۹استان، دیروز(۱۳۹۸/۲/۲۶) به‌مشهد رسیدند. احسان، ذاتاً آدمِ‌ریسک‌پذیری‌است و سرش برای هیجان، دردمی‌کند. تا قبل‌از به‌دنیاآمدنِ‌ارسلان هم، سابقه‌ی مسافرت‌ با دوچرخه، به‌همراهِ‌ شیما را داشت، امّا این‌که در ۸ماهگیِ‌ارسلان، تصمیم‌می‌گیرد، سفرِ سه‌نفره‌ای به‌دور ایران را برنامه‌ریزی‌کند، دلِ‌شیر می‌خواست و کلّه‌ای پُر از قورمه‌سبزی که خداراشکر، زن‌وشوهر، هر دو آن‌‌را دارند!


شاید بیش‌ازهمه باید به پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های ارسلان حق‌داد که در این یک‌سال‌و۳۵روز، ثانیه‌به‌ثانیه، نگرانِ نوه‌ای بودند که بدون‌اراده‌خودش، پا در راهی‌می‌گذاشت پُرخطر. گذشتن‌از جادّه‌های‌کویری، جنگل‌های‌شرجی، اتوبان‌های‌پرترافیک، راه‌های‌کوهستانی، شوره‌زارها، علف‌زارها، دریاچه‌ها و مرداب‌ها، بدون‌آن‌که از خطرهای درکمین‌اش آگاه‌باشی، جراتی می‌خواست که از احسان‌وشیما، به ارسلان‌هم سرایت کرده‌بود.۲۲فروردین۱۳۹۷، سفرشان را آغازکردند. همه مخارجِ این یک‌سال را از جیب پرداختند، در هر شهر و روستا و استانی که واردشدند، دوستانِ‌جانی پیداکردند، که همان‌ها، اصلی‌ترین دستاوردِ سفرشان است.

۲۳شهردار، به‌پیشوازشان رفتند. بعضی شوراهای‌شهر، آن‌ها را به صحن‌علنی‌شورا بردند تا شعار حمل‌ونقلِ‌پاک و حفظ آب‌وخاک‌وهوا را پُربسامدتر کنند. گزارشِ هرروزشان را، درصفحه‌ای‌ که‌برای همین‌سفر در اینستاگرام بازکرده‌بودند، می‌گذاشتند(Ourlifecycle3@) و مردم‌را لحظه‌لحظه، از حال‌واحوال‌شان مطلع‌می‌ساختند. یک‌بار که ارسلان، تبِ‌شدید کرد، احسان، بلیطِ‌ طیّاره گرفت و شیماوفرزندش را، برای چندروز به‌مشهد فرستاد تا هم، دلِ‌تنهاییِ پدربزرگ‌- مادربزرگ‌ها تازه‌شود، هم ارسلان را درمحیطی گرم‌ونرم، تَر و خُشک کنند.

حالا هرسه‌نفر، صحیح‌وسالم برگشته‌اند. آن‌ها و دوچرخه‌های‌شان، به‌نمادی از مهربانی‌وصمیمیّتِ‌مردم‌مشهد تبدیل‌شده‌اند. خیلی‌ایرانی‌ها، مشهد و خلق‌خویِ مردمان‌اش را، با لبخندِسخاوت احسان‌وشیما به‌ذهن سپرده‌اند و این، برایِ مایی که مجاورِامام‌رئوف هستیم، شیرین‌است. دیروز، در حضور خانواده‌ی‌بزرگِ دوچرخه‌سواری‌مشهد، در فرهنگ‌سرای‌ترافیک، به‌میزبانی‌شهرداری، از احسان‌وشیما‌وارسلان استقبال‌کردیم و همّت‌شان را ستودیم. از احسان خواسته‌ام زود شروع‌به نگارشِ‌خاطرات این۴۰۰روز کند و کتابی‌خواندنی از تلاقی‌فرهنگ‌ها و روابط‌انسانی، در این مسافرتِ‌استثنایی، برای‌مان ره‌توشه آورد. قول‌اش‌را که داد. امیدوارم وفا کند.
آقاوخانمِ‌دوچرخه‌سوار! به شهرتان خوش‌آمدید.

امیر شهلا عضو شورای شهر مشهد در کانال تلگرامی اش خطاب به مردم مشهد در خصوص حمل‌ونقلِ‌پاک نوشت ...

پایگاه خبری مشهد فوری (mashhadfori.com)

28 اردیبهشت 1398 - 15:59

مردمِ‌خوبِ‌مشهد! سلام

بعداز۴۰۰روز رکاب‌زدن و پشتِ‌سر گذاشتنِ۸۳۰۰کیلومتر مسیرِصعب‌ و پس‌از گذشتن‌از ۱۹استان، دیروز(۱۳۹۸/۲/۲۶) به‌مشهد رسیدند. احسان، ذاتاً آدمِ‌ریسک‌پذیری‌است و سرش برای هیجان، دردمی‌کند. تا قبل‌از به‌دنیاآمدنِ‌ارسلان هم، سابقه‌ی مسافرت‌ با دوچرخه، به‌همراهِ‌ شیما را داشت، امّا این‌که در ۸ماهگیِ‌ارسلان، تصمیم‌می‌گیرد، سفرِ سه‌نفره‌ای به‌دور ایران را برنامه‌ریزی‌کند، دلِ‌شیر می‌خواست و کلّه‌ای پُر از قورمه‌سبزی که خداراشکر، زن‌وشوهر، هر دو آن‌‌را دارند!


شاید بیش‌ازهمه باید به پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌های ارسلان حق‌داد که در این یک‌سال‌و۳۵روز، ثانیه‌به‌ثانیه، نگرانِ نوه‌ای بودند که بدون‌اراده‌خودش، پا در راهی‌می‌گذاشت پُرخطر. گذشتن‌از جادّه‌های‌کویری، جنگل‌های‌شرجی، اتوبان‌های‌پرترافیک، راه‌های‌کوهستانی، شوره‌زارها، علف‌زارها، دریاچه‌ها و مرداب‌ها، بدون‌آن‌که از خطرهای درکمین‌اش آگاه‌باشی، جراتی می‌خواست که از احسان‌وشیما، به ارسلان‌هم سرایت کرده‌بود.۲۲فروردین۱۳۹۷، سفرشان را آغازکردند. همه مخارجِ این یک‌سال را از جیب پرداختند، در هر شهر و روستا و استانی که واردشدند، دوستانِ‌جانی پیداکردند، که همان‌ها، اصلی‌ترین دستاوردِ سفرشان است.

۲۳شهردار، به‌پیشوازشان رفتند. بعضی شوراهای‌شهر، آن‌ها را به صحن‌علنی‌شورا بردند تا شعار حمل‌ونقلِ‌پاک و حفظ آب‌وخاک‌وهوا را پُربسامدتر کنند. گزارشِ هرروزشان را، درصفحه‌ای‌ که‌برای همین‌سفر در اینستاگرام بازکرده‌بودند، می‌گذاشتند(Ourlifecycle3@) و مردم‌را لحظه‌لحظه، از حال‌واحوال‌شان مطلع‌می‌ساختند. یک‌بار که ارسلان، تبِ‌شدید کرد، احسان، بلیطِ‌ طیّاره گرفت و شیماوفرزندش را، برای چندروز به‌مشهد فرستاد تا هم، دلِ‌تنهاییِ پدربزرگ‌- مادربزرگ‌ها تازه‌شود، هم ارسلان را درمحیطی گرم‌ونرم، تَر و خُشک کنند.

حالا هرسه‌نفر، صحیح‌وسالم برگشته‌اند. آن‌ها و دوچرخه‌های‌شان، به‌نمادی از مهربانی‌وصمیمیّتِ‌مردم‌مشهد تبدیل‌شده‌اند. خیلی‌ایرانی‌ها، مشهد و خلق‌خویِ مردمان‌اش را، با لبخندِسخاوت احسان‌وشیما به‌ذهن سپرده‌اند و این، برایِ مایی که مجاورِامام‌رئوف هستیم، شیرین‌است. دیروز، در حضور خانواده‌ی‌بزرگِ دوچرخه‌سواری‌مشهد، در فرهنگ‌سرای‌ترافیک، به‌میزبانی‌شهرداری، از احسان‌وشیما‌وارسلان استقبال‌کردیم و همّت‌شان را ستودیم. از احسان خواسته‌ام زود شروع‌به نگارشِ‌خاطرات این۴۰۰روز کند و کتابی‌خواندنی از تلاقی‌فرهنگ‌ها و روابط‌انسانی، در این مسافرتِ‌استثنایی، برای‌مان ره‌توشه آورد. قول‌اش‌را که داد. امیدوارم وفا کند.
آقاوخانمِ‌دوچرخه‌سوار! به شهرتان خوش‌آمدید.

159 /91

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.