سالروز تولد علامه اقبال لاهوری+تصاویر


18 آبان 1397 - 10:45
همزمان با فرا رسیدن ۹ نوامبر صدوچهل‌ویکمین سالروز ولادت علامه مشرق زمین؛ اقبال لاهوری در سراسر پاکستان برگزار می‌شود.

به گزارش مشهد فوری،به نقل از ای آر وای نیوز، مردم پاکستان نهمین روز ماه نوامبر را به نام «روز اقبال» می‌شناسند و سالروز ولادت شاعر ملی خود را جشن می‌گیرند.

امسال صدوچهل‌ویکمین سالگرد ولادت علامه اقبال است و ویژه برنامه‌هایی در سراسر پاکستان در حال برگزاری است.

 اولین برنامه در شهر لاهور و در آرامگاه این شاعر برجسته برگزار شد و دسته ویژه تشریفات نیروی دریایی پاکستان با حضور در آرامگاه علامه اقبال طی مراسمی یاد و خاطره وی را گرامی داشتند.

مراسم ویژه گل افشانی قبر علامه اقبال و رژه ویژه نیروی دریایی پاکستان از جمله برنامه‌هایی بود که توسط نظامیان سفیدپوش پاکستانی برگزار شد.

 محمد اقبال لاهوری، شاعر بزرگ و متفکر مسلمان در سال 1289 هجری قمری در سیالکوت پاکستان دیده به جهان گشود و در اول اردیبهشت 1317 درگذشت. تحصیلات عالیه خود را در کشورهای آلمان و انگلستان به پایان رساند. آثار او عبارتند از ارمغان حجاز، جاویدنامه، زیور عجم، اسرار و رموز، پیام مشرق و .... اقبال یکی از بزرگ‌ترین متفکرین و اندیشمندان جهان اسلام و یکی از بارزترین چهره‌های اصلاح‌گری معاصر است. او یکی از نخستین کسانی است که به بازسازی تفکر فلسفی و فکری مسلمین پرداخت و نقش کلیدی در شکست طلسم غربزدگی در سراسر جهان اسلام بازی کرد.

 اقبال و مقابله فکری با غرب
اقبال در راس متفکرینی بود که به رویارویی با استعمار غرب پرداخته و به خصوص در وجهه عقیدتی و فرهنگی با جهادهای فکری و سیاسی پیگیر خود نقش‌های استعمارگران را نقش بر آب ساخته و یک نهضت بازگشت به خویشتن را در جهان اسلام آغازید.
با اینکه سید جمال پیشگام جریان اصلاح‌گری در جهان اسلام است و اقبال وی را به عنوان مرشد و استاد خود قلمداد می‌کند و در مثنوی جاویدنامه می‌سراید:
سیدالسادات مولانا جمال
زنده از گفتار او سنگ و سفال
گفت مشرق زین دو کس بهتر نزاد
ناخن‌شان عقده‌های ما گشاد

اقبال لاهوری از دنبال کنندگان راهی بود که با سیدجمال‌الدین اسدآبادی آغاز شده بودنقش جمال‌الدین در این است که وی با افکار آتشین خود در همه رشته‌ها و تمامی مناطق جهان اسلام رستاخیزی به وجود آورد، ولی به علت گستردگی دامنه فعالیت خود نتوانست کار فکری و ایدئولوژیک عمیقی را به جای گذارد. نقش بزرگ وی این بوده که جرقه‌ای برای شعله‌ور ساختن نبوغ‌های دیگر، از جمله محمد عبده، اقبال و حسن البنا بود.

در کلام و الهیات، کار سید جمال را محمد عبده دنبال کرد، در صحنه سیاست اخوان‌المسلمین و مسلم لیگ و سازمان‌های دیگر ایده‌های سیدجمال را پس گرفتند و در فلسفه و رویارویی با استعمار فرهنگی و فکری هم اقبال مهم‌ترین نقش را به عهده گرفت و کوشید تا از یک سو اسلام را به صورت یک ایدئولوژی زنده و همه‌جانبه معرفی کند و از سوی دیگر جمود فکری مسلمانان را بشکند و مکاتب و ایدئولوژی‌های شرق و غرب را شکست دهد.

* مبارزه با غرب‌زدگان داخلی
در زمانی که اقبال دست به مجاهدت‌های فکری زد، در جهان اسلام، شبه‌روشنفکران خودباخته و عاملان استعمار غرب از هر طرف بر شرق اسلامی فشار آورده و حمله بزرگی را آغاز نموده بودند تا مسلمانان را از خود بیگانه سازند. اقبال با نوشته‌ها و شعرهای خود، برای مهار کردن این جریان خطرناک نقشی تاریخی بازی کرد. اقبال، این روشنفکر غرب‌دیده و مسلط بر فکر و اندیشه غربیان، کسی بود که بیش از همه غرب و ارزش‌های آن را مورد حمله قرار داد و نقاط ضعف آن را افشا نمود. او ارزش‌های اصیل اسلامی را مورد تاکید قرار داد و نسل جوان مسلمان را از نعمت اعتماد به نفس مجددا برخوردار ساخت. او در یکی از شعرهای اردو خطاب به ملل غربی می‌گوید:
ای ساکنان دیار غرب، گوش فرادهید؛قریه خدایی (یعنی جهان اسلام)، بازاری شایسته برای کالاهای‌تان نیست.زری، که به گمان شما گران‌بها است، در اینجا هیچی ارزشی ندارد.گوش فرادهید؛ تمدن و فرهنگ‌تان در طناب خود خفه خواهد شد.کسی که آشیان بر شاخه نازک بنانهد، نمی‌تواند امیدوار به پایداری باشد.

اقبال در ایران

اقبال در ایران از آن جهت شهرت دارد که بیش از 7000 بیت شعر پارسی سروده است. جالب آن‌که این شاعر پر آوازه هیچگاه به ایران نیامده بود! و جالبتر آنکه اشعار فارسی او را قویتر از اشعار اردویش ارزیابی کرده‌اند. شاید به همین دلیل است که او را «ایرانی‌ترین» خارجی و «شیعه ترین» سنی نامیده‌اند.

او می‌سراید:

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما                                         ای جوانان عجم جان من و جان شما
غوطه‌ها زد در خمیر زندگی اندیشه‌ام                                       تا به دست آورده‌ام افکار پنهان شما
مهر و مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت                              ریختم طرح حرم در کافرستان شما
فکر رنگینم کند نذر تهی دستان شرق                                       پاره لعلی که دارم از بدخشان شما
می‌رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند                                    دیده‌ام از روزن دیوار زندان شما
حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل                                    آتشی در سینه دارم از نیاکان شما

او فلسفه خویش را مبتنی بر قرآن کریم می‌داند و اعتقاد راسخ دارد که روح فلسفه یونانی سنخیتی با فلسفه اسلامی ندارد.

آنچه از خاک تو رُست ای مرد حرّ                                              آن فروش و آن بپوش و آن بخور
آن جهان‌بینان که خود را دیده‌اند                                              خود گلیم خویش را بافیده‌اند
ای امین دولت تهذیب و دین                                                     آن ید بیضا برآر از آستین
خیز و از کار اُمم بگشا گره                                                          نقشه اَفرنگ را از سر بنه
نقشی از جمعیت خاور فکن                                                      واستان خود را ز دست اهرمن
ای اسیر رنگ، پاک از رنگ شو                                                 مؤمن خود، کافر افرنگ شو
رشتهٔ سود و زیان در دست توست                                          آبروی خاوران در دست توست
اهل حق را زندگی از قوّت است                                               قوّت هر ملّت از جمعیت است
دانی از افرنگ و از کار فرنگ                                                   تا کجا در بند زُنّار فرنگ؟
زخم از او، نشتر از او، سوزن از او                                           ما و جوی خون و امید رفو؟
گر تو می‌دانی حسابش را درست                                          از حریرش نرمتر، کرباس توست
بوریای خود به قالینش مده                                                    بیدق خود را به فرزینش مده
هوشمندی از خُم او مِی نخورد                                              هر که خورد، اندر همین میخانه مُرد

او به مولانا عشق وارادتی خاص داشته است و در اشعارش به آن تصریح کرده است.

به کام خود دگر آن کهنه می‌ریز که با جامش نیرزد ملک پرویز
ز اشعار جلال‌الدّین رومی به دیوار حریم دل بیاویز
سراپا درد و سوز آشنائی وصال او زبان‌دان جدائی
جمال عشق گیرد از نی او نصیبی از جلال کبریائی
به‌روی من در دل بازکردند ز خاک من جهانی سازکردند
ز فیض او گرفتم اعتباری که با من ماه و انجم سازکردند
خودی تا گشت مهجور خدائی به فقر آموخت آداب گدائی
ز چشم مست رومی وام‌کردم سروری از مقام کبریائی

شاعر نامدار پاکستانی به تاریخ 1 اردیبهشت سال 1317 و در سن 60سالگی چهره در نقاب خاک کشید و در شهر لاهور به خاک سپرده شد.

پیام ویژه «عارف علوی» رئیس جمهور پاکستان

رئیس جمهور پاکستان همزمان با سالروز ولادت علامه اقبال طی پیامی مقام شامخ وی را یاد آور شده و از مردم این کشور خواست به آرمان های اقبال بیش از پیش توجه کنند.

وی تصریح کرد: این وظیفه ما است که برای رسیدن به هدفی که اقبال رویای آن را دیده بود تلاش کنیم و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکنیم.

عارف علوی تاکید کرد: رویایی اقبال این بود که مسلمانان شبه قاره برای همیشه از چنگال ظلم و ستم رها باشند و تحت حاکمیت استعمار نباشند.

پیام ویژه «عمران خان» نخست وزیر پاکستان

عمران خان نیز در یک پیام ویژه اعلام کرد: شعار و آرمان علامه اقبال لاهوری اتحاد دنیای اسلام بود و او از مسلمانان می‌خواست که از هر حرکتی که باعث تفرقه می‌شود اجتناب کنند.

نخست وزیر پاکستان افزود: اندیشه‌های اقبال چراغ راه ما است و اگر به این آرمان‌ها توجه کنیم همواره مسیر ترقی را خواهیم پیمود.

عمران خان اضافه کرد: مهم‌ترین راه تحقق آرمان‌های اقبال این است که خودشناسی را بر هرچیزی مقدم کنیم و با تکیه بر ظرفیت‌های خود بر مشکلات فائق آئیم.

منبع: تسنیم

 

همزمان با فرا رسیدن ۹ نوامبر صدوچهل‌ویکمین سالروز ولادت علامه مشرق زمین؛ اقبال لاهوری در سراسر پاکستان برگزار می‌شود.

پایگاه خبری مشهد فوری (mashhadfori.com)

18 آبان 1397 - 10:45

به گزارش مشهد فوری،به نقل از ای آر وای نیوز، مردم پاکستان نهمین روز ماه نوامبر را به نام «روز اقبال» می‌شناسند و سالروز ولادت شاعر ملی خود را جشن می‌گیرند.

امسال صدوچهل‌ویکمین سالگرد ولادت علامه اقبال است و ویژه برنامه‌هایی در سراسر پاکستان در حال برگزاری است.

 اولین برنامه در شهر لاهور و در آرامگاه این شاعر برجسته برگزار شد و دسته ویژه تشریفات نیروی دریایی پاکستان با حضور در آرامگاه علامه اقبال طی مراسمی یاد و خاطره وی را گرامی داشتند.

مراسم ویژه گل افشانی قبر علامه اقبال و رژه ویژه نیروی دریایی پاکستان از جمله برنامه‌هایی بود که توسط نظامیان سفیدپوش پاکستانی برگزار شد.

 محمد اقبال لاهوری، شاعر بزرگ و متفکر مسلمان در سال 1289 هجری قمری در سیالکوت پاکستان دیده به جهان گشود و در اول اردیبهشت 1317 درگذشت. تحصیلات عالیه خود را در کشورهای آلمان و انگلستان به پایان رساند. آثار او عبارتند از ارمغان حجاز، جاویدنامه، زیور عجم، اسرار و رموز، پیام مشرق و .... اقبال یکی از بزرگ‌ترین متفکرین و اندیشمندان جهان اسلام و یکی از بارزترین چهره‌های اصلاح‌گری معاصر است. او یکی از نخستین کسانی است که به بازسازی تفکر فلسفی و فکری مسلمین پرداخت و نقش کلیدی در شکست طلسم غربزدگی در سراسر جهان اسلام بازی کرد.

 اقبال و مقابله فکری با غرب
اقبال در راس متفکرینی بود که به رویارویی با استعمار غرب پرداخته و به خصوص در وجهه عقیدتی و فرهنگی با جهادهای فکری و سیاسی پیگیر خود نقش‌های استعمارگران را نقش بر آب ساخته و یک نهضت بازگشت به خویشتن را در جهان اسلام آغازید.
با اینکه سید جمال پیشگام جریان اصلاح‌گری در جهان اسلام است و اقبال وی را به عنوان مرشد و استاد خود قلمداد می‌کند و در مثنوی جاویدنامه می‌سراید:
سیدالسادات مولانا جمال
زنده از گفتار او سنگ و سفال
گفت مشرق زین دو کس بهتر نزاد
ناخن‌شان عقده‌های ما گشاد

اقبال لاهوری از دنبال کنندگان راهی بود که با سیدجمال‌الدین اسدآبادی آغاز شده بودنقش جمال‌الدین در این است که وی با افکار آتشین خود در همه رشته‌ها و تمامی مناطق جهان اسلام رستاخیزی به وجود آورد، ولی به علت گستردگی دامنه فعالیت خود نتوانست کار فکری و ایدئولوژیک عمیقی را به جای گذارد. نقش بزرگ وی این بوده که جرقه‌ای برای شعله‌ور ساختن نبوغ‌های دیگر، از جمله محمد عبده، اقبال و حسن البنا بود.

در کلام و الهیات، کار سید جمال را محمد عبده دنبال کرد، در صحنه سیاست اخوان‌المسلمین و مسلم لیگ و سازمان‌های دیگر ایده‌های سیدجمال را پس گرفتند و در فلسفه و رویارویی با استعمار فرهنگی و فکری هم اقبال مهم‌ترین نقش را به عهده گرفت و کوشید تا از یک سو اسلام را به صورت یک ایدئولوژی زنده و همه‌جانبه معرفی کند و از سوی دیگر جمود فکری مسلمانان را بشکند و مکاتب و ایدئولوژی‌های شرق و غرب را شکست دهد.

* مبارزه با غرب‌زدگان داخلی
در زمانی که اقبال دست به مجاهدت‌های فکری زد، در جهان اسلام، شبه‌روشنفکران خودباخته و عاملان استعمار غرب از هر طرف بر شرق اسلامی فشار آورده و حمله بزرگی را آغاز نموده بودند تا مسلمانان را از خود بیگانه سازند. اقبال با نوشته‌ها و شعرهای خود، برای مهار کردن این جریان خطرناک نقشی تاریخی بازی کرد. اقبال، این روشنفکر غرب‌دیده و مسلط بر فکر و اندیشه غربیان، کسی بود که بیش از همه غرب و ارزش‌های آن را مورد حمله قرار داد و نقاط ضعف آن را افشا نمود. او ارزش‌های اصیل اسلامی را مورد تاکید قرار داد و نسل جوان مسلمان را از نعمت اعتماد به نفس مجددا برخوردار ساخت. او در یکی از شعرهای اردو خطاب به ملل غربی می‌گوید:
ای ساکنان دیار غرب، گوش فرادهید؛قریه خدایی (یعنی جهان اسلام)، بازاری شایسته برای کالاهای‌تان نیست.زری، که به گمان شما گران‌بها است، در اینجا هیچی ارزشی ندارد.گوش فرادهید؛ تمدن و فرهنگ‌تان در طناب خود خفه خواهد شد.کسی که آشیان بر شاخه نازک بنانهد، نمی‌تواند امیدوار به پایداری باشد.

اقبال در ایران

اقبال در ایران از آن جهت شهرت دارد که بیش از 7000 بیت شعر پارسی سروده است. جالب آن‌که این شاعر پر آوازه هیچگاه به ایران نیامده بود! و جالبتر آنکه اشعار فارسی او را قویتر از اشعار اردویش ارزیابی کرده‌اند. شاید به همین دلیل است که او را «ایرانی‌ترین» خارجی و «شیعه ترین» سنی نامیده‌اند.

او می‌سراید:

چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما                                         ای جوانان عجم جان من و جان شما
غوطه‌ها زد در خمیر زندگی اندیشه‌ام                                       تا به دست آورده‌ام افکار پنهان شما
مهر و مه دیدم نگاهم برتر از پروین گذشت                              ریختم طرح حرم در کافرستان شما
فکر رنگینم کند نذر تهی دستان شرق                                       پاره لعلی که دارم از بدخشان شما
می‌رسد مردی که زنجیر غلامان بشکند                                    دیده‌ام از روزن دیوار زندان شما
حلقه گرد من زنید ای پیکران آب و گل                                    آتشی در سینه دارم از نیاکان شما

او فلسفه خویش را مبتنی بر قرآن کریم می‌داند و اعتقاد راسخ دارد که روح فلسفه یونانی سنخیتی با فلسفه اسلامی ندارد.

آنچه از خاک تو رُست ای مرد حرّ                                              آن فروش و آن بپوش و آن بخور
آن جهان‌بینان که خود را دیده‌اند                                              خود گلیم خویش را بافیده‌اند
ای امین دولت تهذیب و دین                                                     آن ید بیضا برآر از آستین
خیز و از کار اُمم بگشا گره                                                          نقشه اَفرنگ را از سر بنه
نقشی از جمعیت خاور فکن                                                      واستان خود را ز دست اهرمن
ای اسیر رنگ، پاک از رنگ شو                                                 مؤمن خود، کافر افرنگ شو
رشتهٔ سود و زیان در دست توست                                          آبروی خاوران در دست توست
اهل حق را زندگی از قوّت است                                               قوّت هر ملّت از جمعیت است
دانی از افرنگ و از کار فرنگ                                                   تا کجا در بند زُنّار فرنگ؟
زخم از او، نشتر از او، سوزن از او                                           ما و جوی خون و امید رفو؟
گر تو می‌دانی حسابش را درست                                          از حریرش نرمتر، کرباس توست
بوریای خود به قالینش مده                                                    بیدق خود را به فرزینش مده
هوشمندی از خُم او مِی نخورد                                              هر که خورد، اندر همین میخانه مُرد

او به مولانا عشق وارادتی خاص داشته است و در اشعارش به آن تصریح کرده است.

به کام خود دگر آن کهنه می‌ریز که با جامش نیرزد ملک پرویز
ز اشعار جلال‌الدّین رومی به دیوار حریم دل بیاویز
سراپا درد و سوز آشنائی وصال او زبان‌دان جدائی
جمال عشق گیرد از نی او نصیبی از جلال کبریائی
به‌روی من در دل بازکردند ز خاک من جهانی سازکردند
ز فیض او گرفتم اعتباری که با من ماه و انجم سازکردند
خودی تا گشت مهجور خدائی به فقر آموخت آداب گدائی
ز چشم مست رومی وام‌کردم سروری از مقام کبریائی

شاعر نامدار پاکستانی به تاریخ 1 اردیبهشت سال 1317 و در سن 60سالگی چهره در نقاب خاک کشید و در شهر لاهور به خاک سپرده شد.

پیام ویژه «عارف علوی» رئیس جمهور پاکستان

رئیس جمهور پاکستان همزمان با سالروز ولادت علامه اقبال طی پیامی مقام شامخ وی را یاد آور شده و از مردم این کشور خواست به آرمان های اقبال بیش از پیش توجه کنند.

وی تصریح کرد: این وظیفه ما است که برای رسیدن به هدفی که اقبال رویای آن را دیده بود تلاش کنیم و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکنیم.

عارف علوی تاکید کرد: رویایی اقبال این بود که مسلمانان شبه قاره برای همیشه از چنگال ظلم و ستم رها باشند و تحت حاکمیت استعمار نباشند.

پیام ویژه «عمران خان» نخست وزیر پاکستان

عمران خان نیز در یک پیام ویژه اعلام کرد: شعار و آرمان علامه اقبال لاهوری اتحاد دنیای اسلام بود و او از مسلمانان می‌خواست که از هر حرکتی که باعث تفرقه می‌شود اجتناب کنند.

نخست وزیر پاکستان افزود: اندیشه‌های اقبال چراغ راه ما است و اگر به این آرمان‌ها توجه کنیم همواره مسیر ترقی را خواهیم پیمود.

عمران خان اضافه کرد: مهم‌ترین راه تحقق آرمان‌های اقبال این است که خودشناسی را بر هرچیزی مقدم کنیم و با تکیه بر ظرفیت‌های خود بر مشکلات فائق آئیم.

منبع: تسنیم

 

159 /9

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.