انتخابات آمریکا یا انتخابات 1400، کدام مهمتر است؟


8 آبان 1399 - 18:35
5f9adbc44ef0d_5f9adbc44ef12
نکته عجیب این که همان طور که در آمریکا جامعه قطبی شده، در ایران نیز این مسئله که رای آوری کدام کاندیدا به نفع مردم ایران است، باعث دو دستگی و بحث و اختلاف های شدید در بین طیف های مختلف جامعه شده است.

روزهای پایانی و نفس گیر ماراتن انتخابات آمریکا فرا رسیده است و دو کاندیدا در این روزها نهایت تلاش خود را می کنند تا بتوانند در روز سرنوشت، بهترین نتیجه را برای خود رقم بزنند. آنچه که از فضای انتخابات آمریکا در سایت های معتبر تحلیلی همان کشور بازتاب یافته این است که جامعه آمریکا بسیاری دو قطبی شده و تقریباً اکثر مردم تصمیم خود را گرفته اند و طبق نظرسنجی‌ها، مرددین نهایتاً ده درصد رای دهندگان را تشکیل می دهند.

هرچند اهمیت انتخابات آمریکا به حدی است که همه دنیا به آن چشم دوخته اند و رهبران جهان منتظرند تا ببینند سرانجام چه کسی راهی کاخ سفید می شود، اما در هزاران کیلومتر دورتر از آمریکا، نه تنها رهبران سیاسی، بلکه مردم نیز بی صبرانه چشم انتظار سیزدهم آبان ماه را می کشند تا بفهمند منتخب مردم آمریکا کیست. نکته عجیب این که همان طور که در آمریکا جامعه قطبی شده، در ایران نیز این مسئله که رای آوری کدام کاندیدا به نفع مردم ایران است، باعث دو دستگی و بحث و اختلاف های شدید در بین طیف های مختلف جامعه شده است.

هر کس و هر گروه و دسته دلایلی و عللی را برای اینکه کاندیدای مورد نظرشان برای ایران بهتر است، دارند و بیش از آن سعی می کنند تا استدلالات طرف مقابل را در دفاع از کاندیدای دیگر، رد کنند. گاه مباحث در گرفته میان موافقین و مخالفین هر کدام از کاندیداهای آمریکا آنقدر داغ می شود که گویی این انتخابات قرار است در ایران برگزار شود و یا این افراد در آمریکا هستند و در ستاد کاندیدای مورد حمایت شان کار می کنند و سعی بر جمع آوری رای برای او دارند.

این که کدام کاندیدا اگر به کاخ سفید راه یابد به نفع ایران است، موضوع این بحث نیست. بلکه سوال این است که چرا در این دوره بسیار بیشتر از گذشته، مردم عادی، از جوان تا پیر و از هر گروه و دسته و جنسیتی، اینقدر ذهن شان درگیر انتخاباتی است که در ینگه دنیا برگزار می شود و هزاران کیلومتر با ما فاصله دارد؟ این موضع البته برای سیاست مداران و تصمیم گیران پذیرفته شده است، زیرا که این دسته باید بر اساس تغییر و تحولات جهان، بر حسب نیاز تدابیر ویژه اتخاذ کنند و طرحی نو برافکنند. اما چرا مردم عادی اینقدر در تاکسی و اتوبوس و به طور کلی هرجا که به هم می رسند، غالباً یکی از موضوعات داغ مورد بحث شان است؟

هرچند می توان در پاسخ به این سوال به پاره ای از مناسبات جهانی اشاره کرد و مثلاً از این گفت که رای آوری هر کدام از کاندیداهای آمریکا باعث رویکرد متفاوت آن کشور نسبت به برجام می شود اما موضوع را می توان ریشه ای تر هم بررسی کرد. می توان پرسید چرا اصلا سیاست خارجی اینقدر در زندگی مردم مهم شده است؟ یا اساساً می توان این سوال بنیادی تر را مطرح کرد که چرا بسیاری از مردم ایران، روشن ماندن شعله امید در زندگی شان را به انتخابات آمریکا گره زده اند؟

اگر بخواهیم به این سوالات ریشه پاسخ دهیم، لاجرم باید به داخل و مناسبات داخلی رجوع کنیم. امروز در حالی مردم درباره انتخابات آمریکا این قدر با حرارت صحبت می کنند که چند ماه تا انتخابات ریاست جمهوری 1400 نمانده و علی القاعده در شش ماه مانده به انتخابات باید بحث نامزدهای احتمالی داغ و تحرک های انتخاباتی پر رنگی می بود، اما فضا به گونه ای است که تقریباً کسی میل و رغبتی به بحث درباره این انتخابات ندارد و حتی گاهی صحبت در خصوص این مورد باعث می شود تا اطرافیان، فردی که این مباحث را مطرح کرده است، ملامت کنند.

در واقع شهروند ایرانی وقتی در ناخودآگاه خود مرور می کند که هر بار با چه شوق و ذوقی برای تغییر و تلاش برای بهبودی اوضاع به پای صندوق های رای رفته است و به امید فردایی بهتر و هوایی تازه تر رای خود را به صندوق انداخته، اما به رایش دهن کجی شده، و یا هر بار در مقابل آنهایی که تمامیت خواهانه حقوق وی را نقض کرده اند، کنشی مدنی انجام داده و حتی این گونه سایه جنگ را از سر کشور دور کرده است، سدی محکم قرار گرفته که دوباره با نابخردی‌شان همان شرایط را حاکم کرده، خودآگاه یا ناخودآگاه از تاثیر کنش خود و از این که بتواند در تعیین سرنوشتش تاثیرگذار باشد، نا امید می شود.

مسئله الان این است که مردم ایران، زندگی شان آنقدر صعب و سخت شده که برای آنکه بتوانند به یک زندگی عادی برگردند و یک زندگی نرمال داشته باشند، از تاثیر رای شان نا امید شده اند. از یک سو بسیاری از گروه های جامعه نمی توانندکسی را داشته باشند که بتواند آنها را در عرصه انتخابات و به طور اولی اجتماع، نمایندگی کنند، محروم هستند و از سوی دیگر آن بخش‌های از مردم و نیروهای دموکراسی خواه که به هر دلیل به صورت شکسته و بسته توانسته اند در بزنگاه انتخابات کاندیدا داشته باشند، و این کاندیدا نیز با حمایت طیف های فاقد کاندیدا پیروز شده است، به عینه دیده اند که اراده ای وجود دارد که اراده بدنه جامعه را برنتابد و در مقابل آن بایستد.

همین ها باعث شده است که مردم چشم امیدشان را از صندوق رای بردارند و به جای این که تغییر را از صندوق رای انتظار داشته باشند، به دلیل نوع مواجهه اقتدارگرایان با آرای مردم و همچنین تنگ نظری‌هایی که در امر انتخابات صورت می گیرد و بسیاری از طیف‌های فکری جامعه به نا حق از داشتن نماینده محروم هستند، انتخابات و صندوق رای با بی اقبالی مردم مواجه شده و از انتظار تغییر از طریق صندوق سرخورده شده اند. همین سرخوردگی باعث شده تا این گونه انتخابات آمریکا برای مردم ایران مهم شوند و حتی بسیاری انتخابات آمریکا را بسیار مهمتر از انتخابات ریاست جمهوری بدانند.

البته این موضوع اگرچه غمناک است اما در واقع این اتفاق تقصیر مردم نیست. بلکه بیش و پیش از هرکس آنهایی مقصر هستند که تمام توش و توان شان را برای بی اثر کردن رای مردم گذاشتند. اگر امروزبعضی از مردم چشم به انتخاباتی در خارج از کشور دوخته اند، به دلیل دهن کجی هایی است که مرتب به اراده آنها که از طریق صندوق رای خودش را به منصه ظهور گذاشت، شده است. البته این نگاه به خارج بدین معنا نیست که مردم دموکراسی را در کوله پشتی را سربازان خارجی بخواهند. مسئله خیلی ساده تر از این حرفهاست. مردم درگیر معیشت شده اند و سفره شان آن قدر کوچک شده که فقط انتظار دارند بتوانند یک زندگی عادی داشته باشند و هر روز که از خواب بیدار می شوند، بر اثر تورم دارایی شان تحلیل نرفته باشد. از همین روی هست که گمان می کنند شاید با تغییر رییس دولت در ینگه دنیا، «کشتی بان را سیاستی دیگر آید»

نکته عجیب این که همان طور که در آمریکا جامعه قطبی شده، در ایران نیز این مسئله که رای آوری کدام کاندیدا به نفع مردم ایران است، باعث دو دستگی و بحث و اختلاف های شدید در بین طیف های مختلف جامعه شده است.

پایگاه خبری مشهد فوری (mashhadfori.com)

5f9adbc44ef0d_5f9adbc44ef12

روزهای پایانی و نفس گیر ماراتن انتخابات آمریکا فرا رسیده است و دو کاندیدا در این روزها نهایت تلاش خود را می کنند تا بتوانند در روز سرنوشت، بهترین نتیجه را برای خود رقم بزنند. آنچه که از فضای انتخابات آمریکا در سایت های معتبر تحلیلی همان کشور بازتاب یافته این است که جامعه آمریکا بسیاری دو قطبی شده و تقریباً اکثر مردم تصمیم خود را گرفته اند و طبق نظرسنجی‌ها، مرددین نهایتاً ده درصد رای دهندگان را تشکیل می دهند.

هرچند اهمیت انتخابات آمریکا به حدی است که همه دنیا به آن چشم دوخته اند و رهبران جهان منتظرند تا ببینند سرانجام چه کسی راهی کاخ سفید می شود، اما در هزاران کیلومتر دورتر از آمریکا، نه تنها رهبران سیاسی، بلکه مردم نیز بی صبرانه چشم انتظار سیزدهم آبان ماه را می کشند تا بفهمند منتخب مردم آمریکا کیست. نکته عجیب این که همان طور که در آمریکا جامعه قطبی شده، در ایران نیز این مسئله که رای آوری کدام کاندیدا به نفع مردم ایران است، باعث دو دستگی و بحث و اختلاف های شدید در بین طیف های مختلف جامعه شده است.

هر کس و هر گروه و دسته دلایلی و عللی را برای اینکه کاندیدای مورد نظرشان برای ایران بهتر است، دارند و بیش از آن سعی می کنند تا استدلالات طرف مقابل را در دفاع از کاندیدای دیگر، رد کنند. گاه مباحث در گرفته میان موافقین و مخالفین هر کدام از کاندیداهای آمریکا آنقدر داغ می شود که گویی این انتخابات قرار است در ایران برگزار شود و یا این افراد در آمریکا هستند و در ستاد کاندیدای مورد حمایت شان کار می کنند و سعی بر جمع آوری رای برای او دارند.

این که کدام کاندیدا اگر به کاخ سفید راه یابد به نفع ایران است، موضوع این بحث نیست. بلکه سوال این است که چرا در این دوره بسیار بیشتر از گذشته، مردم عادی، از جوان تا پیر و از هر گروه و دسته و جنسیتی، اینقدر ذهن شان درگیر انتخاباتی است که در ینگه دنیا برگزار می شود و هزاران کیلومتر با ما فاصله دارد؟ این موضع البته برای سیاست مداران و تصمیم گیران پذیرفته شده است، زیرا که این دسته باید بر اساس تغییر و تحولات جهان، بر حسب نیاز تدابیر ویژه اتخاذ کنند و طرحی نو برافکنند. اما چرا مردم عادی اینقدر در تاکسی و اتوبوس و به طور کلی هرجا که به هم می رسند، غالباً یکی از موضوعات داغ مورد بحث شان است؟

هرچند می توان در پاسخ به این سوال به پاره ای از مناسبات جهانی اشاره کرد و مثلاً از این گفت که رای آوری هر کدام از کاندیداهای آمریکا باعث رویکرد متفاوت آن کشور نسبت به برجام می شود اما موضوع را می توان ریشه ای تر هم بررسی کرد. می توان پرسید چرا اصلا سیاست خارجی اینقدر در زندگی مردم مهم شده است؟ یا اساساً می توان این سوال بنیادی تر را مطرح کرد که چرا بسیاری از مردم ایران، روشن ماندن شعله امید در زندگی شان را به انتخابات آمریکا گره زده اند؟

اگر بخواهیم به این سوالات ریشه پاسخ دهیم، لاجرم باید به داخل و مناسبات داخلی رجوع کنیم. امروز در حالی مردم درباره انتخابات آمریکا این قدر با حرارت صحبت می کنند که چند ماه تا انتخابات ریاست جمهوری 1400 نمانده و علی القاعده در شش ماه مانده به انتخابات باید بحث نامزدهای احتمالی داغ و تحرک های انتخاباتی پر رنگی می بود، اما فضا به گونه ای است که تقریباً کسی میل و رغبتی به بحث درباره این انتخابات ندارد و حتی گاهی صحبت در خصوص این مورد باعث می شود تا اطرافیان، فردی که این مباحث را مطرح کرده است، ملامت کنند.

در واقع شهروند ایرانی وقتی در ناخودآگاه خود مرور می کند که هر بار با چه شوق و ذوقی برای تغییر و تلاش برای بهبودی اوضاع به پای صندوق های رای رفته است و به امید فردایی بهتر و هوایی تازه تر رای خود را به صندوق انداخته، اما به رایش دهن کجی شده، و یا هر بار در مقابل آنهایی که تمامیت خواهانه حقوق وی را نقض کرده اند، کنشی مدنی انجام داده و حتی این گونه سایه جنگ را از سر کشور دور کرده است، سدی محکم قرار گرفته که دوباره با نابخردی‌شان همان شرایط را حاکم کرده، خودآگاه یا ناخودآگاه از تاثیر کنش خود و از این که بتواند در تعیین سرنوشتش تاثیرگذار باشد، نا امید می شود.

مسئله الان این است که مردم ایران، زندگی شان آنقدر صعب و سخت شده که برای آنکه بتوانند به یک زندگی عادی برگردند و یک زندگی نرمال داشته باشند، از تاثیر رای شان نا امید شده اند. از یک سو بسیاری از گروه های جامعه نمی توانندکسی را داشته باشند که بتواند آنها را در عرصه انتخابات و به طور اولی اجتماع، نمایندگی کنند، محروم هستند و از سوی دیگر آن بخش‌های از مردم و نیروهای دموکراسی خواه که به هر دلیل به صورت شکسته و بسته توانسته اند در بزنگاه انتخابات کاندیدا داشته باشند، و این کاندیدا نیز با حمایت طیف های فاقد کاندیدا پیروز شده است، به عینه دیده اند که اراده ای وجود دارد که اراده بدنه جامعه را برنتابد و در مقابل آن بایستد.

همین ها باعث شده است که مردم چشم امیدشان را از صندوق رای بردارند و به جای این که تغییر را از صندوق رای انتظار داشته باشند، به دلیل نوع مواجهه اقتدارگرایان با آرای مردم و همچنین تنگ نظری‌هایی که در امر انتخابات صورت می گیرد و بسیاری از طیف‌های فکری جامعه به نا حق از داشتن نماینده محروم هستند، انتخابات و صندوق رای با بی اقبالی مردم مواجه شده و از انتظار تغییر از طریق صندوق سرخورده شده اند. همین سرخوردگی باعث شده تا این گونه انتخابات آمریکا برای مردم ایران مهم شوند و حتی بسیاری انتخابات آمریکا را بسیار مهمتر از انتخابات ریاست جمهوری بدانند.

البته این موضوع اگرچه غمناک است اما در واقع این اتفاق تقصیر مردم نیست. بلکه بیش و پیش از هرکس آنهایی مقصر هستند که تمام توش و توان شان را برای بی اثر کردن رای مردم گذاشتند. اگر امروزبعضی از مردم چشم به انتخاباتی در خارج از کشور دوخته اند، به دلیل دهن کجی هایی است که مرتب به اراده آنها که از طریق صندوق رای خودش را به منصه ظهور گذاشت، شده است. البته این نگاه به خارج بدین معنا نیست که مردم دموکراسی را در کوله پشتی را سربازان خارجی بخواهند. مسئله خیلی ساده تر از این حرفهاست. مردم درگیر معیشت شده اند و سفره شان آن قدر کوچک شده که فقط انتظار دارند بتوانند یک زندگی عادی داشته باشند و هر روز که از خواب بیدار می شوند، بر اثر تورم دارایی شان تحلیل نرفته باشد. از همین روی هست که گمان می کنند شاید با تغییر رییس دولت در ینگه دنیا، «کشتی بان را سیاستی دیگر آید»

منبع: امتداد

317

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.

اخبار ایران و جهان