رزمنده و بسیجی داوطلب مرحوم سعادت قلی نادمی گرو


29 شهریور 1399 - 20:38
86f8c8d46e

 تحصیلات خود را تا ششم قدیم در زادگاهش گذراند و سپس در دوران جوانی در کنار پدر به کار کشاورزی و دامداری مشغول شد.

وی فردی مومن، با تقوا، انقلابی، صادق، مهربان، خوش برخورد، متواضع، و مقید به انجام فرایض دینی و عامل به احکام اسلامی بود و در مراسم و محافل مذهبی به ویژه مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)شرکت می کرد.

از ویژگی های بارز شخصیتی و اخلاقی وی در زمان حیات، می توان از پاکیزگی و نظیف بودن و اهمیت ویژه ایشان به این مسئله، ظلم ستیزی، مردانگی و صداقت را نام برد.

این رزمنده دوران دفاع مقدس به پدر و مادر و بستگانش علاقه زیادی داشت و صله رحم را به جا می آورد و به دیگران نیز توصیه می کرد.

در دوران کودکی و نوجوانی با تاثیر پذیری از پدر خود، مرحوم مُلا حسنقلی که یکی از چهره های ، معتمد، مداح اهل بیت و ائمه اطهار (ع)، اهل تهجُد و عارف مسلک که همیشه ی خدا با دعا و قرآن مانوس بود، وی نیز با قرآن مانوس شد و عمل به آن را سرلوحه زندگی خود قرار داد.

وی در سال ۱۳۴۷ ازدواج کرد و ثمره این ازدواج پنج پسر و سه دختر است که از او به یادگار مانده است.

 ایشان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان نیروی چریکی(جوانمرد) در پاسگاه مرزی روستای ارچنگان مشغول به خدمت شد که طی این مدت خدمات شایانی را به مردم آن منطقه به ویژه عشایران گرویی انجام داد.

نامبرده در طی سال های خدمت، مدام و آشکارا مخالفت علنی خود را با رژیم طاغوت نشان داده و حامی نیروهای مستضعف این منطقه صفر مرزی بود تا اینکه در ملاءعام شجاعانه عکس شاه و نامه های اداری با آرم شاهنشاهی را پاره کرده و همین بهانه ی ساواک برای دستگیری، بازداشت و زندانی شدن و شکنجه وی می شود تا جایی که دستور می رسد ناخن های انگشتان وی را بِکِشَند و بعد از مدتی به شکل معجزه آسایی وی از بند رهایی می یابد.

 او در سال ۵۷ به دستور حضرت امام خمینی (ره) در تظاهرات مردمی علیه رژیم شاهنشاهی فعالانه شرکت می کرد و مشوق دیگران برای شرکت در مبارزات بود.

از آن جا که عاشق جبهه بود و روح بلند پروازش را آرام و قرار نبود، آشنایان و دوستانش از جمله شهیدان محمد عرفانی و قربان زوّاری را نیز به حضور در جبهه های نبرد با رژیم بعثی ترغیب و تشویق می کرد؛ او معتقد بود که باید برای دفاع از میهن اسلامی اقدام کرد و نباید امام خمینی( ره) را تنها گذاشت.

 او می گفت: حال که دشمن آمده و میهن و ناموس و مال ما را مورد هدف قرار داده و در اندیشه ی تصرف آن است، در خانه نشستن حرام است.

باشروع جنگ تحمیلی با عشق جهاد و شهادت، به منظور دفاع از کیان ایران اسلامی و در اطاعت از رهبر عزیز خود مشتاقانه عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و در لشگر ویژه شهدا و در کنار سردارانی چون شهید محمود کاوه که همواره از رشادت های او و سایر هم رزمانش برای خانواده و اهالی روستا سخن می گفت، به دفاع از شرف و خاک ایران اسلامی و نبرد با متجاوزان پرداخت.

این رزمنده جان برکف همواره آرزوی شهادت در راه خدا را در سر داشت و درسال های ۶۴ و ۶۵ بارها، مجروح شد ولی هنوز بهبود نیافته بار دیگر عازم جبهه ها شد.

او در سن ۴٣ سالگی به صورت داوطلبانه از طریق بسیج به جبهه های حق علیه باطل شتافت.

وی پس گذراندن مدت یکماه دوره در پادگان آموزشی بجنورد ۵ مرتبه در سال های ۶۴ و ۶۵ به جبهه رفت و مدت بیش از ۱۲ ماه دلاورانه در صحنه های نبرد دفاع مقدس در منطقه کردستان در لشگر ویژه شهدا پا به پای بسیجیان به پیکار با دشمن پرداخت.

سرانجام در سن ۶۴ سالگی در تاریخ پانزدهم آبان هزار و سیصد و هشتاد و سه، چشم از جهان فرو بست.

 پیکر پاک این رزمنده دفاع مقدس پس از تشییع باشکوه بر دوش مردم در شهرستان کلات و در روستای حصار به خاک سپرده شد.

پایگاه خبری مشهد فوری (mashhadfori.com)

86f8c8d46e
29 شهریور 1399 - 20:38

 تحصیلات خود را تا ششم قدیم در زادگاهش گذراند و سپس در دوران جوانی در کنار پدر به کار کشاورزی و دامداری مشغول شد.

وی فردی مومن، با تقوا، انقلابی، صادق، مهربان، خوش برخورد، متواضع، و مقید به انجام فرایض دینی و عامل به احکام اسلامی بود و در مراسم و محافل مذهبی به ویژه مراسم عزاداری سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)شرکت می کرد.

از ویژگی های بارز شخصیتی و اخلاقی وی در زمان حیات، می توان از پاکیزگی و نظیف بودن و اهمیت ویژه ایشان به این مسئله، ظلم ستیزی، مردانگی و صداقت را نام برد.

این رزمنده دوران دفاع مقدس به پدر و مادر و بستگانش علاقه زیادی داشت و صله رحم را به جا می آورد و به دیگران نیز توصیه می کرد.

در دوران کودکی و نوجوانی با تاثیر پذیری از پدر خود، مرحوم مُلا حسنقلی که یکی از چهره های ، معتمد، مداح اهل بیت و ائمه اطهار (ع)، اهل تهجُد و عارف مسلک که همیشه ی خدا با دعا و قرآن مانوس بود، وی نیز با قرآن مانوس شد و عمل به آن را سرلوحه زندگی خود قرار داد.

وی در سال ۱۳۴۷ ازدواج کرد و ثمره این ازدواج پنج پسر و سه دختر است که از او به یادگار مانده است.

 ایشان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان نیروی چریکی(جوانمرد) در پاسگاه مرزی روستای ارچنگان مشغول به خدمت شد که طی این مدت خدمات شایانی را به مردم آن منطقه به ویژه عشایران گرویی انجام داد.

نامبرده در طی سال های خدمت، مدام و آشکارا مخالفت علنی خود را با رژیم طاغوت نشان داده و حامی نیروهای مستضعف این منطقه صفر مرزی بود تا اینکه در ملاءعام شجاعانه عکس شاه و نامه های اداری با آرم شاهنشاهی را پاره کرده و همین بهانه ی ساواک برای دستگیری، بازداشت و زندانی شدن و شکنجه وی می شود تا جایی که دستور می رسد ناخن های انگشتان وی را بِکِشَند و بعد از مدتی به شکل معجزه آسایی وی از بند رهایی می یابد.

 او در سال ۵۷ به دستور حضرت امام خمینی (ره) در تظاهرات مردمی علیه رژیم شاهنشاهی فعالانه شرکت می کرد و مشوق دیگران برای شرکت در مبارزات بود.

از آن جا که عاشق جبهه بود و روح بلند پروازش را آرام و قرار نبود، آشنایان و دوستانش از جمله شهیدان محمد عرفانی و قربان زوّاری را نیز به حضور در جبهه های نبرد با رژیم بعثی ترغیب و تشویق می کرد؛ او معتقد بود که باید برای دفاع از میهن اسلامی اقدام کرد و نباید امام خمینی( ره) را تنها گذاشت.

 او می گفت: حال که دشمن آمده و میهن و ناموس و مال ما را مورد هدف قرار داده و در اندیشه ی تصرف آن است، در خانه نشستن حرام است.

باشروع جنگ تحمیلی با عشق جهاد و شهادت، به منظور دفاع از کیان ایران اسلامی و در اطاعت از رهبر عزیز خود مشتاقانه عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و در لشگر ویژه شهدا و در کنار سردارانی چون شهید محمود کاوه که همواره از رشادت های او و سایر هم رزمانش برای خانواده و اهالی روستا سخن می گفت، به دفاع از شرف و خاک ایران اسلامی و نبرد با متجاوزان پرداخت.

این رزمنده جان برکف همواره آرزوی شهادت در راه خدا را در سر داشت و درسال های ۶۴ و ۶۵ بارها، مجروح شد ولی هنوز بهبود نیافته بار دیگر عازم جبهه ها شد.

او در سن ۴٣ سالگی به صورت داوطلبانه از طریق بسیج به جبهه های حق علیه باطل شتافت.

وی پس گذراندن مدت یکماه دوره در پادگان آموزشی بجنورد ۵ مرتبه در سال های ۶۴ و ۶۵ به جبهه رفت و مدت بیش از ۱۲ ماه دلاورانه در صحنه های نبرد دفاع مقدس در منطقه کردستان در لشگر ویژه شهدا پا به پای بسیجیان به پیکار با دشمن پرداخت.

سرانجام در سن ۶۴ سالگی در تاریخ پانزدهم آبان هزار و سیصد و هشتاد و سه، چشم از جهان فرو بست.

 پیکر پاک این رزمنده دفاع مقدس پس از تشییع باشکوه بر دوش مردم در شهرستان کلات و در روستای حصار به خاک سپرده شد.

منبع: ایرنا

316

نظرات

اخبار ایران و جهان