یادداشت «حسن محرابی مقدم» کارشناس ارشد فلسفه:

از رومینای 14 ساله تا المیرای 20 ساله / خودفراموشی والدین راز قربانی شدن فرزندان


13 شهریور 1399 - 15:35
0b306a6923
چگونه می‌شود که مردانی از تمامی هستی خویش برای نگاه داری ناموس از متجاوز می‌گذرند و در نقطه مقابل هستند مردانی هرچند انگشت شمار با سقوط آزاد انسانیت اعمالی چون قتل و تجاوز به ناموس را در کارنامه عمل خود ثبت می‌کنند.

به گزارش مشهدفوری؛ متن پیش‌رو یادداشت «حسن محرابی مقدم» کارشناس ارشد فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی است که با تاملی روانشناختی به ریشه‌های فرزند آزاری والدین از نگاه قرآن پرداخته است: 

اکنون که این یادداشت را می خوانید با دیدن نام رومینا یاد دختری تقریبا 14 ساله افتادید که چندی قبل پدرش برای حفظ ابرو در اقدامی‌جنون آمیز جانش را گرفت و دادگاه حکم 9 سال زندان برای این پدر صادر کرده است. اما مطمنئم کمتر کسی نام المیرای 20 ساله را شنیده باشد، دختری که از 8 سالگی از سوی پدر، مورد شکنجه جسمی و قطعا روحی از نوع خاص قرار گرفته و طی این 12 سال که به تازگی مادر به طور اتفاقی متوجه ماجرا شده، به دلیل تهدیدهای پدر مبنی بر امکان جدایی مادر، خدا می‌داند این دختر بی پناه چه زجری کشده.

این نوشتار بنا به توضیح و تفسیر چند و چون این ماجرا ندارد ولی از آنجا که در سرزمینی که قریب به دویست و پنجاه هزارتن از بهترین مردان آن جان خود را فدای حراست از آیین و ناموس خود کرده‌اند، شاهد اتفاقاتی هستیم که تنها پناهگاه دختران بی پناه، به بلای جانشان تبدیل می‌شود و در دوحادثه متفاوت یک دختر قربانی خشم پدر و دیگری قربانی شهوت وی شده است.

قصد داریم تاملی در تفاوت نگاه این مردان آسمانی فدا شده برای ناموس با نگاه این مردان متجاوز به جان ناموس داشته باشیم. از تقابل این دو نگاه  این سوال را باید پرسید: چگونه می‌شود که مردانی از تمامی هستی خویش برای نگاه داری ناموس از متجاوز می‌گذرند و در نقطه مقابل هستند مردانی هرچند انگشت شمار با سقوط آزاد انسانیت اعمالی چون قتل و تجاوز به ناموس را در کارنامه عمل خود ثبت می‌کنند. چه کنیم که دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم و یا حداقل بتوانیم مشخصات چنینی رفتارهایی را برشماریم  به این امید که از وقوع چنینی اتفاقاتی که هیچ پاسخی هم برایش پیدا نمی شود جلوگیری کرد.

از آنجا که رویدادهای مذکور به لحاظ روانشناختی حکایت از فقدان مهارت‌های خودکنترلی پدران بر رفتار خود در ارتباط با عزیزترین افراد زندگیشان دارد.  این نوع رفتار را در طبقه بندی رفتار انسانی از نظر ارزشهای انسانی جزو بدترین رفتارهای یک انسان می‌توان قلمداد کرد که وجدان هیچ بشری حاضر به پذیرش این رفتار به عنوان رفتار یک انسان نیست. لذا باید ببنیم چه بلایی سر زیرساخت های روانی این پدران آمده که  میزان تاب آوری آنان را در هنگام بروز تمایلاتی چون خشم و شهوت به حداقل ممکن رسانده آنها را اسیر تفکرات بیرحمانه نفرت انگیز و غیر انسانی نسبت به پاره تنشان کرده و مرتکب بدترین رفتارهای انسانی می‌شوند.

از آنجا که دقیق‌ترین نظران انسان شناختی و روانشناختی نسبت به تفسیر اعمال ورفتارهای انسان توسط خالق وی در کتابش آمده از همین منظر وقتی با کلید واژه بدکارترین انسان، سراغ قرآن می رویم می‌بینیم خداوند بدکارترین انسان‌ها را کسانی می‌داند که آنها را دچار خودفراموشی کرده است. در سوره حشر آیه 19 فرموده «مانند آنان نباشید که به کلی خدا را فراموش کردند، خدا هم  آنها را دچار خودفراموشی می‌کند، آنان به حقیقت بدکاران عالمند» تعمق در این کلام خداوند نشان دهنده این است که خودفراموشی ناشی از خدافرموشی، می تواند علت شکل گیری شنیع ترین اعمال انسانی باشد در همین رابطه مفسر ارجمند قرآن حجت الاسلام و المسلمین قرائتی  در توضیح خودفراموشی می گوید فردی که دچار خودفراموشی شده «فردی بى‌راهه، بى‌راهنما، بى‌هدف و بى‌قانون، غرق در شهوات دانسته و معتقد است تمام هدف‌ها و عملكردش سليقه‌اى و مطابق تمايلات و هوس‌هاى خودش مى‌باشد و اين بزرگ‌ترين خطر براى انسان است.

بر همین اساس می توان این گونه استنباط کرد پدری که نقش خودر را به عنوان تربیت کننده، راهنما و دستگیر و پناه گاه دختر خود فراموش می کند حقیقتا برای دخترش به خطرناک ترین فرد روی زمین تبدیل می شود و درست در موقعی که دخترش به کمک نیاز دارد چون خودخواه است و فقط به خودش فکر می کند و یادش رفته که پدر رومیناست، و باید دست به گردن دختر بیندازد و محکم اورا به سینه بفشارد به جای دست انداختن به گردن دختر داس را درگردن او فرو می کند، و وقتی رییس دادگاه به او می گوید اگر تو معتقد بودی ناموست لکه‌دار شده، چرا بهمن خاوری را نکشتی؟ چرا دختربچه خودت را درخواب کشتی؟ آیا این رفتار یک پدر با فرزندش است؟ می گوید: اگر بهمن را می‌کشتم قصاص می‌شدم. این پدر به جای این که جان خودش را فدای ناموسش کند برای رهایی خود از انگ بی ناموسی تن نحیف دخترش را سپر بلای آبروی خود می کند. از سوی دیگر  پدری که خودرا فراموش کرده و نقش خود را به عنوان تنها حامی و پناه گاه دختر نازنین خود در مقابل درنده خویان و متجاوزان را از یادبرده خود به درنده خویی تبدل می شود که روح و جسم دختر نازنیش را گروگان هوس ها و تمایلات هوس آلود می کند.

همین خودفراموشی باعث می‌شود مادر جوان نقش مادری خود را از یاد برده و حاضر شود به جای نوازش فرزند نازنینش، این کودک بیگناه خود را کتک بزند و در شبکه های اجتماعی تصاویر آن را منتشر کند. وقت آن است که به همسران هشدار دهیم اگر همسر شما نسبت به اعتقادات توحیدی از قوت و اتقان اعتقادی لازم برخوردار نیست این قضیه ممکن است  قبل از آنکه آخرت وی  را در معرض نابودی و خطر قراردهد، سلامت و امنیت دختر و پسر کنونی شما را در خانواده به خطر خواهد انداخت و مانند رومینا و المیرا جایی برای زندگی در آینده برای فرزند شما باقی نگذارد. بدون شک مادری که دچار فراموشی نقش خود شده قادر به تحویل پدر و مادری  سالم  در آینده به جامعه نخواهد بود.

ای کاش قبل از آنکه با وقایعی چنین دردناک مواجه بشویم نقش خود در ارتباط با جهان که شامل خدا، خانواده و جامعه هست را  به عنوان یک مجموعه به هم پیوسته و متعامل درک کنیم و بدانیم که راز سالم ماندن و در امان ماندن دیگران و حتی نزدیک ترین و عزیزترین کسان  از دست ما در یک کلام خلاصه می شود و آن هم  یاد خداست.

چگونه می‌شود که مردانی از تمامی هستی خویش برای نگاه داری ناموس از متجاوز می‌گذرند و در نقطه مقابل هستند مردانی هرچند انگشت شمار با سقوط آزاد انسانیت اعمالی چون قتل و تجاوز به ناموس را در کارنامه عمل خود ثبت می‌کنند.

پایگاه خبری مشهد فوری (mashhadfori.com)

0b306a6923
13 شهریور 1399 - 15:35

به گزارش مشهدفوری؛ متن پیش‌رو یادداشت «حسن محرابی مقدم» کارشناس ارشد فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی است که با تاملی روانشناختی به ریشه‌های فرزند آزاری والدین از نگاه قرآن پرداخته است: 

اکنون که این یادداشت را می خوانید با دیدن نام رومینا یاد دختری تقریبا 14 ساله افتادید که چندی قبل پدرش برای حفظ ابرو در اقدامی‌جنون آمیز جانش را گرفت و دادگاه حکم 9 سال زندان برای این پدر صادر کرده است. اما مطمنئم کمتر کسی نام المیرای 20 ساله را شنیده باشد، دختری که از 8 سالگی از سوی پدر، مورد شکنجه جسمی و قطعا روحی از نوع خاص قرار گرفته و طی این 12 سال که به تازگی مادر به طور اتفاقی متوجه ماجرا شده، به دلیل تهدیدهای پدر مبنی بر امکان جدایی مادر، خدا می‌داند این دختر بی پناه چه زجری کشده.

این نوشتار بنا به توضیح و تفسیر چند و چون این ماجرا ندارد ولی از آنجا که در سرزمینی که قریب به دویست و پنجاه هزارتن از بهترین مردان آن جان خود را فدای حراست از آیین و ناموس خود کرده‌اند، شاهد اتفاقاتی هستیم که تنها پناهگاه دختران بی پناه، به بلای جانشان تبدیل می‌شود و در دوحادثه متفاوت یک دختر قربانی خشم پدر و دیگری قربانی شهوت وی شده است.

قصد داریم تاملی در تفاوت نگاه این مردان آسمانی فدا شده برای ناموس با نگاه این مردان متجاوز به جان ناموس داشته باشیم. از تقابل این دو نگاه  این سوال را باید پرسید: چگونه می‌شود که مردانی از تمامی هستی خویش برای نگاه داری ناموس از متجاوز می‌گذرند و در نقطه مقابل هستند مردانی هرچند انگشت شمار با سقوط آزاد انسانیت اعمالی چون قتل و تجاوز به ناموس را در کارنامه عمل خود ثبت می‌کنند. چه کنیم که دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم و یا حداقل بتوانیم مشخصات چنینی رفتارهایی را برشماریم  به این امید که از وقوع چنینی اتفاقاتی که هیچ پاسخی هم برایش پیدا نمی شود جلوگیری کرد.

از آنجا که رویدادهای مذکور به لحاظ روانشناختی حکایت از فقدان مهارت‌های خودکنترلی پدران بر رفتار خود در ارتباط با عزیزترین افراد زندگیشان دارد.  این نوع رفتار را در طبقه بندی رفتار انسانی از نظر ارزشهای انسانی جزو بدترین رفتارهای یک انسان می‌توان قلمداد کرد که وجدان هیچ بشری حاضر به پذیرش این رفتار به عنوان رفتار یک انسان نیست. لذا باید ببنیم چه بلایی سر زیرساخت های روانی این پدران آمده که  میزان تاب آوری آنان را در هنگام بروز تمایلاتی چون خشم و شهوت به حداقل ممکن رسانده آنها را اسیر تفکرات بیرحمانه نفرت انگیز و غیر انسانی نسبت به پاره تنشان کرده و مرتکب بدترین رفتارهای انسانی می‌شوند.

از آنجا که دقیق‌ترین نظران انسان شناختی و روانشناختی نسبت به تفسیر اعمال ورفتارهای انسان توسط خالق وی در کتابش آمده از همین منظر وقتی با کلید واژه بدکارترین انسان، سراغ قرآن می رویم می‌بینیم خداوند بدکارترین انسان‌ها را کسانی می‌داند که آنها را دچار خودفراموشی کرده است. در سوره حشر آیه 19 فرموده «مانند آنان نباشید که به کلی خدا را فراموش کردند، خدا هم  آنها را دچار خودفراموشی می‌کند، آنان به حقیقت بدکاران عالمند» تعمق در این کلام خداوند نشان دهنده این است که خودفراموشی ناشی از خدافرموشی، می تواند علت شکل گیری شنیع ترین اعمال انسانی باشد در همین رابطه مفسر ارجمند قرآن حجت الاسلام و المسلمین قرائتی  در توضیح خودفراموشی می گوید فردی که دچار خودفراموشی شده «فردی بى‌راهه، بى‌راهنما، بى‌هدف و بى‌قانون، غرق در شهوات دانسته و معتقد است تمام هدف‌ها و عملكردش سليقه‌اى و مطابق تمايلات و هوس‌هاى خودش مى‌باشد و اين بزرگ‌ترين خطر براى انسان است.

بر همین اساس می توان این گونه استنباط کرد پدری که نقش خودر را به عنوان تربیت کننده، راهنما و دستگیر و پناه گاه دختر خود فراموش می کند حقیقتا برای دخترش به خطرناک ترین فرد روی زمین تبدیل می شود و درست در موقعی که دخترش به کمک نیاز دارد چون خودخواه است و فقط به خودش فکر می کند و یادش رفته که پدر رومیناست، و باید دست به گردن دختر بیندازد و محکم اورا به سینه بفشارد به جای دست انداختن به گردن دختر داس را درگردن او فرو می کند، و وقتی رییس دادگاه به او می گوید اگر تو معتقد بودی ناموست لکه‌دار شده، چرا بهمن خاوری را نکشتی؟ چرا دختربچه خودت را درخواب کشتی؟ آیا این رفتار یک پدر با فرزندش است؟ می گوید: اگر بهمن را می‌کشتم قصاص می‌شدم. این پدر به جای این که جان خودش را فدای ناموسش کند برای رهایی خود از انگ بی ناموسی تن نحیف دخترش را سپر بلای آبروی خود می کند. از سوی دیگر  پدری که خودرا فراموش کرده و نقش خود را به عنوان تنها حامی و پناه گاه دختر نازنین خود در مقابل درنده خویان و متجاوزان را از یادبرده خود به درنده خویی تبدل می شود که روح و جسم دختر نازنیش را گروگان هوس ها و تمایلات هوس آلود می کند.

همین خودفراموشی باعث می‌شود مادر جوان نقش مادری خود را از یاد برده و حاضر شود به جای نوازش فرزند نازنینش، این کودک بیگناه خود را کتک بزند و در شبکه های اجتماعی تصاویر آن را منتشر کند. وقت آن است که به همسران هشدار دهیم اگر همسر شما نسبت به اعتقادات توحیدی از قوت و اتقان اعتقادی لازم برخوردار نیست این قضیه ممکن است  قبل از آنکه آخرت وی  را در معرض نابودی و خطر قراردهد، سلامت و امنیت دختر و پسر کنونی شما را در خانواده به خطر خواهد انداخت و مانند رومینا و المیرا جایی برای زندگی در آینده برای فرزند شما باقی نگذارد. بدون شک مادری که دچار فراموشی نقش خود شده قادر به تحویل پدر و مادری  سالم  در آینده به جامعه نخواهد بود.

ای کاش قبل از آنکه با وقایعی چنین دردناک مواجه بشویم نقش خود در ارتباط با جهان که شامل خدا، خانواده و جامعه هست را  به عنوان یک مجموعه به هم پیوسته و متعامل درک کنیم و بدانیم که راز سالم ماندن و در امان ماندن دیگران و حتی نزدیک ترین و عزیزترین کسان  از دست ما در یک کلام خلاصه می شود و آن هم  یاد خداست.