شهرزاد دختری در انبار بازیافت/ تهدید سلامت کودکان به بهای ۱۲ هزار تومان


30 اردیبهشت 1399 - 14:05
3aa0eda058
در غفلت تکراری مسئولان قانون منع بکارگیری کودکان در انبار های ضایعات و بازیافت زباله در مشهد زیر پا گذاشته می شود.

به گزارش مشهدفوری شهرزاد دختری است که دستان ظریفش بجای لمس عروسک، در زباله های تولیدی مردم مشهد می چرخد و تفکیک می کند تا یک لقمه بیشتر سر سفره خانواده داشته باشند. شهرزاد، ۳ خواهر و ۲ برادر دارد و پدرش به دلیل شرایط کرونا و بیماری بیکار است.

پدر او کارگر کارگاه تولید کیف و کفش است و از تبعات صدمات کرونا، بیکاری کارگرانی مثل او بود که حالا شرمنده دخترانشان شده اند.

با مادرش تماس تلفنی میگیرم، در بازدید از انبار ضایعات خودش خواسته بود که برای کمک به او و دخترش قدمی بردارم، می گوید: من یک سوم از ماه را برای کار در انبار ضایعات میروم و دستمزد یک روزم ۴۰ هزار تومان است و برای دخترم ۱۰ تا ۱۲ هزار تومان میگیرم.

عطیه تاکید دارد؛ صاحب کارگاه مهربان و آدم خوبی است که به آنها کار می دهد و با لهجه بلوچی می گوید، ۱۰ سال است به مشهد آمده ایم و ۳ سال است که در این انبارِ بازیافتِ زباله مشغول کار هستم.

عطیه، کمتر از ۴ دهه از عمرش گذشته اما سختی روزگار او را ۱۰ سال شکسته تر نشان می دهد، عامیانه می گوید: "خدا خیرتان بدهد، شوهرم بیمار هم هست و پرونده اش را هم دارم، خودمم مریضی "چربی خون" دارم؛ او می خواهد مرا متقاعد کند برای کمک، گزینه درستی است.

از شرایط کار در انبار زباله می پرسم؛ باز هم تاکید می کند، صاحب انبار آدم خوبیه! و به ما گفته فعلا چند روزی نیایید! 

در این انبار ضایعات در حاشیه شهر مشهد زنان با درآمد روزانه ۴۰ هزار تومان و کودکان با ۱۲ هزار تومان برای ۸ ساعت، بدون هیچ ابزار محافظ سلامت، دستانشان به زباله آلوده می شود تا نان سر سفره خانواده ببرند.

شهرداری، بهزیستی، کمیته امداد چه کسی متولی، نظارت، رسیدگی و تامین نیازهای کودکانی است که فقر دلیل کارشان در آلوده ترین اماکن شهر شده است؟

 

خبرنگار مشهد فوری

در غفلت تکراری مسئولان قانون منع بکارگیری کودکان در انبار های ضایعات و بازیافت زباله در مشهد زیر پا گذاشته می شود.

پایگاه خبری مشهد فوری (mashhadfori.com)

3aa0eda058
30 اردیبهشت 1399 - 14:05

به گزارش مشهدفوری شهرزاد دختری است که دستان ظریفش بجای لمس عروسک، در زباله های تولیدی مردم مشهد می چرخد و تفکیک می کند تا یک لقمه بیشتر سر سفره خانواده داشته باشند. شهرزاد، ۳ خواهر و ۲ برادر دارد و پدرش به دلیل شرایط کرونا و بیماری بیکار است.

پدر او کارگر کارگاه تولید کیف و کفش است و از تبعات صدمات کرونا، بیکاری کارگرانی مثل او بود که حالا شرمنده دخترانشان شده اند.

با مادرش تماس تلفنی میگیرم، در بازدید از انبار ضایعات خودش خواسته بود که برای کمک به او و دخترش قدمی بردارم، می گوید: من یک سوم از ماه را برای کار در انبار ضایعات میروم و دستمزد یک روزم ۴۰ هزار تومان است و برای دخترم ۱۰ تا ۱۲ هزار تومان میگیرم.

عطیه تاکید دارد؛ صاحب کارگاه مهربان و آدم خوبی است که به آنها کار می دهد و با لهجه بلوچی می گوید، ۱۰ سال است به مشهد آمده ایم و ۳ سال است که در این انبارِ بازیافتِ زباله مشغول کار هستم.

عطیه، کمتر از ۴ دهه از عمرش گذشته اما سختی روزگار او را ۱۰ سال شکسته تر نشان می دهد، عامیانه می گوید: "خدا خیرتان بدهد، شوهرم بیمار هم هست و پرونده اش را هم دارم، خودمم مریضی "چربی خون" دارم؛ او می خواهد مرا متقاعد کند برای کمک، گزینه درستی است.

از شرایط کار در انبار زباله می پرسم؛ باز هم تاکید می کند، صاحب انبار آدم خوبیه! و به ما گفته فعلا چند روزی نیایید! 

در این انبار ضایعات در حاشیه شهر مشهد زنان با درآمد روزانه ۴۰ هزار تومان و کودکان با ۱۲ هزار تومان برای ۸ ساعت، بدون هیچ ابزار محافظ سلامت، دستانشان به زباله آلوده می شود تا نان سر سفره خانواده ببرند.

شهرداری، بهزیستی، کمیته امداد چه کسی متولی، نظارت، رسیدگی و تامین نیازهای کودکانی است که فقر دلیل کارشان در آلوده ترین اماکن شهر شده است؟

 

خبرنگار مشهد فوری

منبع: مشهد فوری