حمله «نینجاهای شرور» به آرایشگاه زنانه


28 بهمن 1398 - 15:33
a80d98a13e
سه مرد شرور که مسلح به قمه بودند و با اجرای نقشه‌ای از پیش کشیده شده به یک آرایشگاه زنانه هجوم بردند،با تیزبینی مقام قضایی شناسایی و و درحالی دستگیر شدند که یک سیلی پرده از راز نهفته ماجرا برداشت.

حمله آخر وقت به آرایشگاه زنانه
ساعت 6 عصر شانزدهم آذرماه گذشته پرسنل یک آرایشگاه زنانه در حوالی بولوار وکیل آباد پس از اتمام کار آخرین مشتری و در ساعت پایانی فعالیت واحد صنفی ،سرگرم جمع آوری لوازم محل کار بودند که زنگ آرایشگاه به صدا در آمد،بلافاصله و در همین حین مشتری که داخل آرایشگاه بود رو به مدیر آرایشگاه کرد و گفت: احتمالا به دنبال من آمده‌اند، او فورا در آرایشگاه را بازکرد. هنوز در نیمه باز نشده بود که 3 نفر مرد قوی هیکل در حالی که قمه و شمشیر در دست داشتند،به زور وارد آرایشگاه زنانه شدند و در را هم پشت سرشان بستند.
عاملان شرارت ابتدا به سمت افراد حاضر در آرایشگاه حمله‌ور و برخی از آنها را مورد ضرب وشتم قرار دادند، پس از آن دو آرایشگر زن و مشتری را به داخل یکی از اتاق‌ها هدایت کردند. این اقدام در حالی بود که وحشت همه جا را فرا گرفته بود و مردان قمه به دست گوشی تلفن همراه آرایشگرها و هرچه دَخل آن روز آرایشگاه بود را هم سرقت کردند.
این پایان اقدامات مجرمانه باند «نینجاهای شرور» نبود، چرا که آنها قصد آزار و اذیت یکی از آرایشگرها را در سر داشتند که با مقاومت فرد مذکور و ایجاد درگیری در اجرای این نقشه شیطانی موفق نمی‌شوند.
**دوستانی که به داد آرایشگرها رسیدند
هنوز مردان مسلح به سلاح سرد داخل آرایشگاه حضور داشتند که دوباره زنگ آرایشگاه به صدا در آمد،سایه پشت شیشه نشان می‌داد که چند زن آنطرف در هستند.صحبت‌های رد وبدل شده آن سوی در به سارقان فهماند که آنها از دوستان دو آرایشگر هستند که قبل از ورود مجرمان از محل خارج شده بودند. دوستان آرایشگرهای گرفتارشده چند بار دیگر زنگ آرایشگاه را می‌زنند،موضوع برای آنها کمی شک برانگیز می‌شود چرا که آنها ازقبل باهم هماهنگ کرده بودندتا دو باره به محل بیایند.
از سوی روشن بودن چراغ داخل آرایشگاه ،پاسخ ندادن به تماس‌های تلفنی و در زدن‌های مکرر باعث می‌شود که آنها با 110 تماس بگیرند و ماجرا را برای آنها شرح دهند.
افراد شرور که داخل آرایشگاه به انتظار دورشدن افراد مراجعه کنند بودند و تصور نمی‌کردند پای پلیس هم به ماجرا باز شده باشد، بی سروصدا گوشه‌ای مخفی شده بودند. چند دقیقه‌ای طول نکشید که یک گشتی پلیس برای بررسی موضوع درمحل حاضر شد.

فرار دو شرور و دستگیری یک عضو باند
دوستان آرایشگر همه چیز را برای پلیس شرح دادند و پس ازآن همراه با ماموران پشت در آرایشگاه رفتند، همین که اعضای «باند نینجاهای شرور» صدای بیسیم به گوششان رسید، متوجه شدند که پلیس لحظاتی بعد وارد محل خواهد شد. برای همین تصمیم گرفتند هر طور که شده از محل فرار کنند، به این واسطه دو مرد مسلح از محل بیرون پریده و فرار را برقرار ترجیح می‌دهند، اما ماموران پلیس یکی از اعضای باند را در محل محاصره و دستگیر می‌کند.
پس از دستگیری متهم و باتوجه به اهمیت ماجرا، پرونده انتظامی تشکیل شده به همراه تنها متهم دستگیر شده به دادسرای ناحیه 6 مشهد منتقل و از سوی دیگر دو آرایشگر و آخرین مشتری حاضر در محل وقوع جرم هم برای طی شدن دیگر مراحل این پرونده راهی دادسرا شدند. در ادامه پرونده به شعبه 605 بازپرسی ارجاع و روی میز قاضی «مهدی عرب میستانی» قرار گرفت.
در مرحله اول، متهم پرونده بادستور مقام قضایی به شعبه آورده و مورد بازجویی قرار می‌گیرد، اما اوبه هیچ وجه قصد نداشت دیگر همدستان فراری‌اش را معرفی کند. رفتار خوانی مرد شرور و ادعاهای مطرح شده از سوی او توسط مقام قضایی این نکته را در پی داشت که مجرم از فاش شدن موضوعی ترس دارد.

سیلی همه چیز را برملاکرد
در مرحله دوم بازپرس شعبه به سراغ شاهدان ماجرا رفت وپس از حضور هر دو آرایشگر در شعبه از آنها خواست تا ماجرا را مو به مو و به تصویر بکشند، این جا بود که تیزبینی بازپرس پرونده پرده از نقشه از پیش طراحی شده برداشت،زیرا در حین اخذ اظهارات شاکیان، یکی از آنهامدعی شد که وقتی که سارقان وارد محل شدند مارا مورد ضرب و شتم قرار دادند، در یک لحظه شنیدم مشتری که داخل مغاز بود یکی از سارقان را با اسم کوچک صدا کرد و به او گفت چرا سیلی محکمی به من زدی!
بازخوانی چند باره این ادعا کمک زیادی به این ماجرا کرد و در نهایت دستور بازداشت مشتری آخر وقت هم صادر و ماموران به سرعت او را دستگیر و به دادسرا منتقل کردند.
او که تصور نمی‌کرد گاف آن روزش پشت پرده همه چیز را روشن کرده باشد، وقتی مقابل میز عدالت ایستاد و سوال پیچ شد، به تناقض‌گویی افتاد و سرانجام که دید هیچ راه فراری برای دور زدن محکمه وجود ندارد و دهان به اعتراف گشود.
متهم در این زمینه گفت: چند روز قبل از اجرای نقشه، چندین بار و در فواصل مختلف به آن آرایشگاه رفته بودم تا بفهمم آنها وجه نقد و ... را کجا نگهداری می‌کنند. حتی به این واسطه زمان ورود و خروج آرایشگرها را هم متوجه شدم.
روز واقعه هم با اجرای یک نقشه از پیش تعیین شده و آخر وقت به آرایشگاه رفتم، منتظر ماندم تا خورشید غروب کند، دراین میان هم لحظه به لحظه با سه همدستم به صورت پیامکی ارتباط داشتم و در فرصتی مناسب از آنها خواستم تا زنگ آرایشگاه را بزنند و خودم به بهانه اینکه دنبال من آمده‌اند، در را به سرعت بازکردم!
**دستگیری دیگر مجرمان
وقتی او همه چیز را اعتراف کرد و هویت دو مجرم فراری دیگر را هم لو داد، دستور بازداشت آنها نیز صادر و طی یک عملیات غافلگیرانه دیگر اعضای باند نینجاهای شرور هم دستگیر شدند.
از سوی دیگر در بررسی تکمیلی پرونده بازپرس عرب میستانی پی برد زن و مردی که در مرحله اول بازداشت شده‌اند، هر دو خودشان را با هویت‌های جعلی معرفی کرده بودند. در ادامه تمامی اعضای باند راهی زندان شدند تا دیگر اقدامات قضایی این پرونده نیز طی و دیگر اقدامات مجرمانه احتمالی نیز مشخص شود.

 

سه مرد شرور که مسلح به قمه بودند و با اجرای نقشه‌ای از پیش کشیده شده به یک آرایشگاه زنانه هجوم بردند،با تیزبینی مقام قضایی شناسایی و و درحالی دستگیر شدند که یک سیلی پرده از راز نهفته ماجرا برداشت.

پایگاه خبری مشهد فوری (mashhadfori.com)

a80d98a13e
28 بهمن 1398 - 15:33

حمله آخر وقت به آرایشگاه زنانه
ساعت 6 عصر شانزدهم آذرماه گذشته پرسنل یک آرایشگاه زنانه در حوالی بولوار وکیل آباد پس از اتمام کار آخرین مشتری و در ساعت پایانی فعالیت واحد صنفی ،سرگرم جمع آوری لوازم محل کار بودند که زنگ آرایشگاه به صدا در آمد،بلافاصله و در همین حین مشتری که داخل آرایشگاه بود رو به مدیر آرایشگاه کرد و گفت: احتمالا به دنبال من آمده‌اند، او فورا در آرایشگاه را بازکرد. هنوز در نیمه باز نشده بود که 3 نفر مرد قوی هیکل در حالی که قمه و شمشیر در دست داشتند،به زور وارد آرایشگاه زنانه شدند و در را هم پشت سرشان بستند.
عاملان شرارت ابتدا به سمت افراد حاضر در آرایشگاه حمله‌ور و برخی از آنها را مورد ضرب وشتم قرار دادند، پس از آن دو آرایشگر زن و مشتری را به داخل یکی از اتاق‌ها هدایت کردند. این اقدام در حالی بود که وحشت همه جا را فرا گرفته بود و مردان قمه به دست گوشی تلفن همراه آرایشگرها و هرچه دَخل آن روز آرایشگاه بود را هم سرقت کردند.
این پایان اقدامات مجرمانه باند «نینجاهای شرور» نبود، چرا که آنها قصد آزار و اذیت یکی از آرایشگرها را در سر داشتند که با مقاومت فرد مذکور و ایجاد درگیری در اجرای این نقشه شیطانی موفق نمی‌شوند.
**دوستانی که به داد آرایشگرها رسیدند
هنوز مردان مسلح به سلاح سرد داخل آرایشگاه حضور داشتند که دوباره زنگ آرایشگاه به صدا در آمد،سایه پشت شیشه نشان می‌داد که چند زن آنطرف در هستند.صحبت‌های رد وبدل شده آن سوی در به سارقان فهماند که آنها از دوستان دو آرایشگر هستند که قبل از ورود مجرمان از محل خارج شده بودند. دوستان آرایشگرهای گرفتارشده چند بار دیگر زنگ آرایشگاه را می‌زنند،موضوع برای آنها کمی شک برانگیز می‌شود چرا که آنها ازقبل باهم هماهنگ کرده بودندتا دو باره به محل بیایند.
از سوی روشن بودن چراغ داخل آرایشگاه ،پاسخ ندادن به تماس‌های تلفنی و در زدن‌های مکرر باعث می‌شود که آنها با 110 تماس بگیرند و ماجرا را برای آنها شرح دهند.
افراد شرور که داخل آرایشگاه به انتظار دورشدن افراد مراجعه کنند بودند و تصور نمی‌کردند پای پلیس هم به ماجرا باز شده باشد، بی سروصدا گوشه‌ای مخفی شده بودند. چند دقیقه‌ای طول نکشید که یک گشتی پلیس برای بررسی موضوع درمحل حاضر شد.

فرار دو شرور و دستگیری یک عضو باند
دوستان آرایشگر همه چیز را برای پلیس شرح دادند و پس ازآن همراه با ماموران پشت در آرایشگاه رفتند، همین که اعضای «باند نینجاهای شرور» صدای بیسیم به گوششان رسید، متوجه شدند که پلیس لحظاتی بعد وارد محل خواهد شد. برای همین تصمیم گرفتند هر طور که شده از محل فرار کنند، به این واسطه دو مرد مسلح از محل بیرون پریده و فرار را برقرار ترجیح می‌دهند، اما ماموران پلیس یکی از اعضای باند را در محل محاصره و دستگیر می‌کند.
پس از دستگیری متهم و باتوجه به اهمیت ماجرا، پرونده انتظامی تشکیل شده به همراه تنها متهم دستگیر شده به دادسرای ناحیه 6 مشهد منتقل و از سوی دیگر دو آرایشگر و آخرین مشتری حاضر در محل وقوع جرم هم برای طی شدن دیگر مراحل این پرونده راهی دادسرا شدند. در ادامه پرونده به شعبه 605 بازپرسی ارجاع و روی میز قاضی «مهدی عرب میستانی» قرار گرفت.
در مرحله اول، متهم پرونده بادستور مقام قضایی به شعبه آورده و مورد بازجویی قرار می‌گیرد، اما اوبه هیچ وجه قصد نداشت دیگر همدستان فراری‌اش را معرفی کند. رفتار خوانی مرد شرور و ادعاهای مطرح شده از سوی او توسط مقام قضایی این نکته را در پی داشت که مجرم از فاش شدن موضوعی ترس دارد.

سیلی همه چیز را برملاکرد
در مرحله دوم بازپرس شعبه به سراغ شاهدان ماجرا رفت وپس از حضور هر دو آرایشگر در شعبه از آنها خواست تا ماجرا را مو به مو و به تصویر بکشند، این جا بود که تیزبینی بازپرس پرونده پرده از نقشه از پیش طراحی شده برداشت،زیرا در حین اخذ اظهارات شاکیان، یکی از آنهامدعی شد که وقتی که سارقان وارد محل شدند مارا مورد ضرب و شتم قرار دادند، در یک لحظه شنیدم مشتری که داخل مغاز بود یکی از سارقان را با اسم کوچک صدا کرد و به او گفت چرا سیلی محکمی به من زدی!
بازخوانی چند باره این ادعا کمک زیادی به این ماجرا کرد و در نهایت دستور بازداشت مشتری آخر وقت هم صادر و ماموران به سرعت او را دستگیر و به دادسرا منتقل کردند.
او که تصور نمی‌کرد گاف آن روزش پشت پرده همه چیز را روشن کرده باشد، وقتی مقابل میز عدالت ایستاد و سوال پیچ شد، به تناقض‌گویی افتاد و سرانجام که دید هیچ راه فراری برای دور زدن محکمه وجود ندارد و دهان به اعتراف گشود.
متهم در این زمینه گفت: چند روز قبل از اجرای نقشه، چندین بار و در فواصل مختلف به آن آرایشگاه رفته بودم تا بفهمم آنها وجه نقد و ... را کجا نگهداری می‌کنند. حتی به این واسطه زمان ورود و خروج آرایشگرها را هم متوجه شدم.
روز واقعه هم با اجرای یک نقشه از پیش تعیین شده و آخر وقت به آرایشگاه رفتم، منتظر ماندم تا خورشید غروب کند، دراین میان هم لحظه به لحظه با سه همدستم به صورت پیامکی ارتباط داشتم و در فرصتی مناسب از آنها خواستم تا زنگ آرایشگاه را بزنند و خودم به بهانه اینکه دنبال من آمده‌اند، در را به سرعت بازکردم!
**دستگیری دیگر مجرمان
وقتی او همه چیز را اعتراف کرد و هویت دو مجرم فراری دیگر را هم لو داد، دستور بازداشت آنها نیز صادر و طی یک عملیات غافلگیرانه دیگر اعضای باند نینجاهای شرور هم دستگیر شدند.
از سوی دیگر در بررسی تکمیلی پرونده بازپرس عرب میستانی پی برد زن و مردی که در مرحله اول بازداشت شده‌اند، هر دو خودشان را با هویت‌های جعلی معرفی کرده بودند. در ادامه تمامی اعضای باند راهی زندان شدند تا دیگر اقدامات قضایی این پرونده نیز طی و دیگر اقدامات مجرمانه احتمالی نیز مشخص شود.

 

منبع: قدس