هفتاد دو ساعت نفس گیر در منا


20 مرداد 1398 - 16:09
یادداشت/ هادی حاجتمند کارگردان ووبرادر یکی از شهدای منا

به گزارش مشهد فوری،هفتاد و دوساعت سخت و تلخ ،هفتاد و دو ساعتی که من از همان دقایق اولیه بدلیل حضور دوست خبرنگارم از آن خبر سخت مطلع شده بودم ولی حتی پیامک او راهم پاک کردم خودم به قاطعیت معتقد بودم حتما اشتباهی شده ... نهار نخورده از سفره ی نهار عید قربان بلند شده بودم یکسره شماره ی برادرم را می گرفتم و یکسره صدای پیامگیر عربی .... التهاب التهاب التهاب از اولین ملاقات با خانواده ی حاج محمد فقط حس فراگیر همه لحظاتمان شده بود التهاب ...

قصد کردم خانه ی حاجی بمانم و ماندم ... هفتاد و دو ساعت به تلخی و سختی و التهاب گذشت هی تلفن هایمان را چک می کردیم هی اخبار ضد و نقیض می شنیدیم یکی می گفت اصلا دیدیم داشته کمک می کرده آن یکی می گفت .....

جالب تر زیر نویس بود که در هیچکدام نام حاجی نبود ولی آن چیزی که ته دلمان را خالی می کرد این جمله ی حاج خانوم بود که می گفت: می دانم یک چیزی شده وگرنه حاج آقا کسی نبود که این همه بی خبر بگذاردمان ، انصافا راست می گفتند این سکوت از مرد فعال و پر شور و پر شکوه و وجود دار زندگی مان ، بینظیر بود ، حاجی کسی نبود که این قدر اجازه بدهد نگرانش باشیم ، مادرم می گفت زمانی که جبهه بوده هم هر یکی دو روز به هر شکلی که بوده با تلفنی یا تلگرافی خبر ی از خودش می داده ....

التهاب و بی خبری اجازه نمی داد به چیزی جز حاجی فکر کنیم یکسره تلفن ها زنگ می خورد و با هر زنگی بند دلمان پاره می شد شاید شاید خبری ، درین میان وقتی گیر می آوردیم پیام های قبلی تلگرام حاجی را می دیدیم و اصلا باورمان نمی شد این آی دی چند روز باشد که آن لاین نشده و هی داشت تایم این لست سین بالا تر می رفت و حاجی آن نمی شد....

التهاب و تنش و نگاه های پر از سوال و جاهایی حتی نگاه هایی که در عمق آن این جمله حس می شد که نکند تو چیزی می دانی که نمی خواهی بگویی و پایان هفتاد و دو ساعت در یک سحر سرد و دلگیر یک عکس آرام و خونین از حاجی گمشده ی ما بود که در کربلای #منی شهید شیرین #شهادت را چشیده بود و در کنار همرزمان شهیدش #عندربهم_يرزقون شده بود .

دکوپاژ نفس گیری در ذهنم رژه می رود برای این سکانس سخت ، خوب شد من این سکانس را نساختم .....

یادداشت/ هادی حاجتمند کارگردان ووبرادر یکی از شهدای منا

پایگاه خبری مشهد فوری (mashhadfori.com)

20 مرداد 1398 - 16:09

به گزارش مشهد فوری،هفتاد و دوساعت سخت و تلخ ،هفتاد و دو ساعتی که من از همان دقایق اولیه بدلیل حضور دوست خبرنگارم از آن خبر سخت مطلع شده بودم ولی حتی پیامک او راهم پاک کردم خودم به قاطعیت معتقد بودم حتما اشتباهی شده ... نهار نخورده از سفره ی نهار عید قربان بلند شده بودم یکسره شماره ی برادرم را می گرفتم و یکسره صدای پیامگیر عربی .... التهاب التهاب التهاب از اولین ملاقات با خانواده ی حاج محمد فقط حس فراگیر همه لحظاتمان شده بود التهاب ...

قصد کردم خانه ی حاجی بمانم و ماندم ... هفتاد و دو ساعت به تلخی و سختی و التهاب گذشت هی تلفن هایمان را چک می کردیم هی اخبار ضد و نقیض می شنیدیم یکی می گفت اصلا دیدیم داشته کمک می کرده آن یکی می گفت .....

جالب تر زیر نویس بود که در هیچکدام نام حاجی نبود ولی آن چیزی که ته دلمان را خالی می کرد این جمله ی حاج خانوم بود که می گفت: می دانم یک چیزی شده وگرنه حاج آقا کسی نبود که این همه بی خبر بگذاردمان ، انصافا راست می گفتند این سکوت از مرد فعال و پر شور و پر شکوه و وجود دار زندگی مان ، بینظیر بود ، حاجی کسی نبود که این قدر اجازه بدهد نگرانش باشیم ، مادرم می گفت زمانی که جبهه بوده هم هر یکی دو روز به هر شکلی که بوده با تلفنی یا تلگرافی خبر ی از خودش می داده ....

التهاب و بی خبری اجازه نمی داد به چیزی جز حاجی فکر کنیم یکسره تلفن ها زنگ می خورد و با هر زنگی بند دلمان پاره می شد شاید شاید خبری ، درین میان وقتی گیر می آوردیم پیام های قبلی تلگرام حاجی را می دیدیم و اصلا باورمان نمی شد این آی دی چند روز باشد که آن لاین نشده و هی داشت تایم این لست سین بالا تر می رفت و حاجی آن نمی شد....

التهاب و تنش و نگاه های پر از سوال و جاهایی حتی نگاه هایی که در عمق آن این جمله حس می شد که نکند تو چیزی می دانی که نمی خواهی بگویی و پایان هفتاد و دو ساعت در یک سحر سرد و دلگیر یک عکس آرام و خونین از حاجی گمشده ی ما بود که در کربلای #منی شهید شیرین #شهادت را چشیده بود و در کنار همرزمان شهیدش #عندربهم_يرزقون شده بود .

دکوپاژ نفس گیری در ذهنم رژه می رود برای این سکانس سخت ، خوب شد من این سکانس را نساختم .....

159 /90

نظرات
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما پس از تایید توسط مدیر سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشند منتشر نخواهند شد.
  • پیام هایی که غیر از زبان پارسی یا غیر مرتبط باشند منتشر نخواهد شد.